تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 7574

مساهمون:

ص٧٥٧٤
اشكال : گاهى تعبير مىكنيم كه مثلا ده شب مشهد بوديم ، با اينكه اين ده شب با روزها همراه بوده ، ولى همين تعبير ده شب گفته مىشود « 1 » ، پس مىتوان گفت كه استعمال شب در مجموع روز و شب عرفيت دارد . پاسخ اشكال : در اين موارد شب در مجموع شبانه روز استعمال نشده است ، شاهد اينكه اين استعمال ، استعمال در مجموع نيست ، اين است اگر كسى شب جمعه نيم ساعت منبر برود ، مىگويد من شب جمعه منبر رفتم ، صحيح هم هست ، چون در ظرفيت شب جمعه لازم نيست كه تمام مدت را منبر اشغال كرده باشد ، ولى اگر كسى منبرهايش را روز رفته باشد ، نمىتواند بگويد من ده شب منبر رفته‌ام . لفظ شب به مجموع شب و روز ، يا روز بر شب حتى مجازا هم اطلاق نمىشود ، و در مثال فوق خلطى شده است كه توضيح آن در درك بهتر مطلب مورد ادعاى ما دخيل است . علمايى كه دو وجه جمع را گفته‌اند اصلا يوم را به معناى بيست و چهار ساعت منكر هستند ، چون اينها در مسأله‌اى مثل قصد اقامه در سفر مىگويند كه ده روز در فلان جا بايد قصد اقامه كند ، و روز در مقابل شب است و بيست و چهار ساعت نيست ، يعنى روز مهم است . ظواهر اين نوع استعمالات اين است كه اگر ده روز در جايى باشد و بيرون نرود ، بالتبع نُه شب وسط حتماً در آنجا هست و لازمه‌اش اين است كه باشد و لذا شب دهم خارج است ، اين‌ها مىگويند ده روز و نُه شب كفايت مىكند و آن شب بعدى خارج است . پس لازمه عقلى اينكه از آنجا خارج نشده ، اين است كه شب‌هاى وسط هم آن‌جا باشد ، و ما ين نكته را از استعمال نمىفهميم و مراد متكلم هم اين نيست كه خودِ لفظ روز به معناى بيست و چهار ساعت است . پس اينجا كه مىگويند يوم به معناى بيست و چهار ساعت است و از باب استعمال لفظ موضوع للكل فى الجزء در خصوص ليل استعمال شده ، روى مبانى آقايان بسيار بعيد است . در همين مثال هم كه ده
هامش
( 1 ) - توضيح استاد مدظله : اين اشكال را از مباحثه كه بيرون مىآمديم ، يكى از آقايان بحث گفت
كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 7574 | السيد موسى الشبيري الزنجاني / مؤسسه پژوهشی رای‌ پرداز