است و اين حكم حق القسم شب فقط اينجا استثناء خورده است ، زيرا ايشان هفت روز و سه روز را عنوان نكرده است ، و به اصل مسأله كه مىرسد مىگويد ليله است ولى به بحث حره و امه كه مىرسد تعبيرش اين است « كان للحرة يومان و للأمة يوم و فى رواية للحرة ليلتان و للأمة المزوجة ليلة » « 1 » ، يعنى نظر خودش يوم است و ليله را به روايت نسبت داده است . لذا محتمل است كه ايشان مىخواسته چنين جمعى بكند و فتوايش اين باشد ، چون راجع به أمه و حره روايات مختلفى هست ، منتها شايد رواياتى است كه يوم و يومين را اثبات كرده است قويتر باشد ، و رواياتى كه ليلتين و ليلة را اثبات كرده ، مقدارى ضعيفتر است ، ايشان كأنه يوم و يومين را اختيار كرده ، و الا بقيه فقها هم راجع به حره و أمه گفتهاند كه ليلتان و ليلة است .
وجه دوم : در نقطه مقابل ، رياض و به تبع او جواهر « 2 » مىگويند رواياتى كه ليله را اثبات كرده ، صحيح السند و معتبر است ولى روايات مقابلش كه يوم و يومين است ، از نظر سند معتبر نيست و كنار مىگذاريم ، و اگر بخواهيم بين روايات جمع كنيم ، بايد در يكى از دو دسته روايات تصرف كنيم ، يعنى يك راه اين است كه بگوييم مراد از يوم در روايات يوم و يومان ، ليله است ، يعنى كل را استعمال كرده و مقصود ، جزء است ، كه همان مجازِ « استعمال اللفظ الموضوع للكل فى الجزء » است ، و به تعبير واضحتر يوم به معناى بيست و چهار ساعت را كه يكى از معانى يوم است ، در بعض آن كه ليله است ، استعمال كرده است . با اين تصرف ، نتيجه مطابق با همان مىشود كه ديگران مىگويند و ليلة را معيار مىدانند . راه ديگر آن است كه برعكس صورت قبلى ، در روايات ليله تصرف كنيم و بگوييم مراد از ليله در اين روايات ، يوم است به معناى وسيعاش ، يعنى كلِ شب و روز ، و « استعمال اللفظ الموضوع للجزء فى الكل » شده است . چون ليلة براى جزء وضع شده ، و از آن اراده كل شده است . البته
هامش
( 1 ) - القطب الراوندى ، فقه القرآن ، مكتبة آية الله المرعشى ، ج 2 ، ص 117
( 2 ) - جواهر الكلام ، ج 31 ، ص 163