داده ، ديگر روز بعدى جنبه تبعيت ندارد ، و اگر ابتدا به نهار كرد « يتبعه ليلة عشيه و يكون نهار صبيحه حق لغيرها » بعد تفاوتهايى بين شب و روز را ذكر مىكند « لا يجوز فى الليل الدخول الى غير صاحبة الليله فيجوز للضرورة ، النهار تابع من أوله الى آخره لا يجوز ايصال غير صاحبة الليلة به لانه تخصيص و ميل و قد نهى عنه و لا تميلو كل الميل » در آيه شريفه راجع به هوو است ، بعد دارد « الدخول جائز فى النهار لحاجة و لغير حاجة » حتى براى حوائج غير ضرورى ، فقط مىخواهد آنجا چند دقيقهاى باشد ، اشكالى ندارد ولى طول ندهد كه به منزله استراحتگاه حساب بشود ، و بعد دارد كه مرحوم شيخ در مبسوط از جماع منع كرده ولى علامه كه در همه چيز موافق مرحوم شيخ بوده ، در تحرير در مسأله جماع مخالفت كرده و جايز دانسته ، و مرحوم ابن فهد نيز اينجا با شيخ موافق است و مىگويد و هو حسن ، و در آخر هم مىگويد « فالحاصل ان الليل لا يجوز الدخول فيه الى . . . و لا مع الحاجة و يجوز مع الضرورة و النهار يجوز الدخول فيه مع الحاجة و عدمها و لكن يحرم المكث الطويل » .
اين عبارت مرحوم ابن فهد ، در فهم مطلب دخالت دارد ، و روشن مىشود كه مسأله به گونهاى نيست كه جواهر طرح كرده و فرموده خلاف سيره است . از اين عبارت و نيز عبائر سايرين استفاده مىشود كه مراد كسانى كه قائل به تبعيت روز نسبت به شب هستند ، اين نيست كه حق زن نسبت به شب و روز يكسان است ، به غير از مرحوم فيض كه در مفاتيح مىگويد براى كسب و كار اجازه زن لازم است و معمولا هم اجازه هست ، بقيه مىگويند در عين حال كه روز يك نحو اختصاصى به زن دارد ، مىتواند مشغول كسب بشود و كارهاى ديگر روزمره را انجام دهد و لازم نيست اجازه بگيرد ، اختصاصى كه هست ، اختصاص اضافى است ، حق ندارد پيش هووى او برود ، اين احتياج به اجازه دارد ، حتى در بعضى از موارد اختلاف شده كه اگر پيش هوو برود و جماع بكند ، آيا جايز است يا نه ؟ مرحوم شيخ طوسى جايز مىداند ، ولى طول مدت روز بخواهد آنجا را استراحتگاه خودش قرار بدهد ، آن را جايز نمىداند ، پس اين اختصاصى كه در روز وجود دارد آنگونه نيست كه در شب هست . و گويا مرحوم صاحب جواهر چنين گمان كرده كه مىفرمايد
كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 7566
مساهمون: السيد موسى الشبيري الزنجاني
ص٧٥٦٦