محبت با كتك زدن تناقض است و درست نيست ، پس اين روايت هم دليل بر مطلب نيست ، علاوه بر اينكه روايت هم از نظر سند تمام نيست .
تفسيرى كه صاحب جواهر از مضاجعت دارد ، تا زمان شهيد ثانى چنين تفسيرى در كار نيست ، و اولين كسى كه تفسير كرده خود شهيد ثانى است در سه كتابش ؛ حاشيه بر ارشاد كه با غاية المرام چاپ شده است ، شرح لمعه و مسالك . و بقيه بعد از شهيد ثانى چنين تفسير كردهاند ، شهيد ثانى مىگويد كه تمام وقتش يا أكثرش را رو به او بخوابد ، يك عدهاى هم اين مطلب را گفتهاند ، منتها بعضى مانند جواهر و مرحوم سبزوارى اين قيد اكثر يا دائم را برداشتهاند ، ولى اصل اينكه رو به او باشد فى الجمله تثبيت كردهاند ، و بعضى در فراش واحد دارند ، در بعضى ، كلمه فراش ندارد يا فراش دارد ولى كلمه واحد را ندارد ، اين اختلافات هست . ولى هيچ كدام از اينها مدرك ندارد ، آنچه كه روايات بر آن شاهد است ، همين است كه « الكون عندها » بايد صدق كند .
وقتى كه از كتاب و سنت به خصوص نتوانستيم چيزى استخراج كنيم ، بايد اين مفهوم را به دست عرف بدهيم ، عوام مردم هر چه فهميدند همان است ، ببينيد پيش او بودن يعنى چه ، امشب را پيش زن باشد ، هر چه بر اين صدق كرد ، كافى است . و اگر اين را به دست خود عرف متعارف بدهيم ، به اين تضييقى كه آقايان مىفرمايند ، استفاده نمىشود ، در فتاواى سابق هم تا زمان مرحوم علامه اين خصوصيات هيچ مطرح نبوده است . البته نظريات علماى بعد از علامه هم بايد ملاحظه شود ، و معلوم شود چه كسى اين مطلب را گفته كه مرحوم صاحب جواهر « ظاهرهم المفروغية من ذلك » تعبير مىكند ، اين تمام نيست .
به علاوه كه اصلًا تعبير مضاجعت قبل از مرحوم محقق صريحا در هيچ كدام از كتب قبلى نيست ، هر چه جستجو كرديم براى نمونه يك نفر هم نديديم كه گفته باشد ، تعبير آنها « الكون عندها ليلًا » است ، منتها از مرحوم محقق به بعد جماعتى
كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 7561
مساهمون: السيد موسى الشبيري الزنجاني
ص٧٥٦١