أجده » است « 1 » .
جواهر نسبت به مواقعه سخن محقق را مىپذيرد و مىفرمايد كه وجوب مواقعه را ، هم اصل نفى مىكند و هم روايت ابراهيم كرخى « 2 » ، كه مىفرمايد :
« سألت أبا عبد الله عليه السلام عن رجل له أربعة نسوة فهو يبيت عند ثلاث منهن فى لياليهن و يمسهن و اذا نام عند الرابعة فى ليلتها لم يمسها فهل عليه فى هذا اثم ؟ قال انما عليه أن يكون عندها فى ليلتها و يظل عندها فى صبيحتها و ليس عليه أن يجامعها اذا لم يرد ذلك » « 3 » ، از ذيل روايت معلوم مىشود كه يمسّ ، كنايه از مواقعه است ، از اين معلوم مىشود كه حتى اگر با سه زن مباشرت كرده و با يكى اختصاصا فقط مضاجعت كرده و از مباشرت محروم مانده ، جور و ظلم پيش نمىآيد و حق زن اداء شده است ، و بر اساس اين روايت آنچه واجب است ، فقط مضاجعت است ، و مواقعه لا ابتداءاً و لا بالشروع لازم نيست .
بحث سندى : مرحوم صاحب جواهر اين روايت را داراى قصور سندى مىداند ، ولى از نظر ما اين سند هيچ اشكالى ندارد و مرحوم علامه هم در مختلف با اينكه خودش با مرحوم ابن جنيد موافق نيست ، همين روايت را به عنوان دليل مرحوم ابن جنيد نقل كرده و هيچ بحثى نكرده كه سند اين روايت اشكالى دارد ، بحث
هامش
( 1 ) - توضيح استاد مدظله : اين كه مرحوم صاحب جواهر عدم وجدان خود را دليل بر عدم وجود مىداند يا نمىداند ، آنها را نمىدانم ، من كه خودم اگر يك وقت بگويم پيدا نكردهام ، معنايش اين است كه واقعش را نمىدانم ، كسانى را كه گشتم پيدا نكردم
( 2 ) - توضيح استاد مدظله : مرحوم صاحب جواهر از اين روايت به اشتباه در دو جا به جاى كرخى ، حضرمى تعبير مىكند ، اينابراهيم كرخى در هيچ جا به عنوان حضرمى موصوف نيست ، اصلًا به حضرمى ربطى ندارد و سهو قلم شده است
( 3 ) - وسائل الشيعه ، ابواب القسم ، باب 5 ، ح 1