تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 7403

مساهمون:

ص٧٤٠٣
ثانياً اگر هم مطلق باشند ممكن است روايات نفى ولايت در صورت مفسده مانع اين اطلاق بشوند . به دليل اولويت هم نمىتوان اينجا تمسك كرد . اولويتى در كار نيست . چرا كه گاهى شخص يك حقى دارد و از حق خودش صرف نظر مىكند و طرف مقابل هم خيلى ممنون است و عمرى خودش را ممنون طرف مىداند . اين فرق دارد با موردى كه فرد از اول حقى نداشته باشد . در بحث ما اگر مرد يا ولىاش براى اينكه تا آخر حسن سلوك با هم داشته باشند مهر را ببخشد يا هبه كند اين خيلى اثر دارد و غير از اين است كه از اول چيزى طلبكار نباشد . در روايات هست كه در معاملات شما چك و چك هم بكنيد اگر جاى چك و چك هم باشد . يك قيمتى تعيين بشود و بعد اگر خواستيد چيزى اضافه كنيد آن طرف ممنون است . اين فرق دارد با موردى كه از اول قيمت بالايى تعيين شود . خلاصه از عفوى كه شارع در نظر گرفته كه اين خيلى در ادامه زندگى و در خصوصيات زندگى دخالت دارد نمىتوانيم استفاده كنيم كه اينجا بتواند مهر را كمتر از مهر المثل قرار بدهد . اين دليل هم تمام نيست .

نظر استاد مد ظله :

وجهى كه مىشود ذكر كرد اين است كه به حسب روايات نفس مهريه كم به صلاح زن است . مصلحت كلى اين است كه مهرها سبك باشد و براى خاطر همين پيغمبر هم سبك مىگرفتند . نفس اين كه مهر را كمتر از مقدار متعارف قرار دادند اين خودش ذاتاً ثواب‌هاى زيادى دارد و براى جلب عواطف افراد دخيل است . پس مىتوانيم بگوييم كه غير از مصلحت خاصى كه گاهى وجود دارد و مورد بحث نيست ، نفس كم بودن مهريه يك مصلحت عامى دارد كه به حال زوجه مفيد است ، هر چند ممكن است ضرر مادى در بين باشد . لذا به نظر مىرسد نظر مرحوم شيخ طوسى صحيح باشد . از نظر ايشان هم مهر
كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 7403 | السيد موسى الشبيري الزنجاني / مؤسسه پژوهشی رای‌ پرداز