قائلين چه كسانى هستند ؟ تا زمان مرحوم محقق ما كسى را پيدا نكرديم كه قائل به بطلان شده باشد . ما احتمال مىدهيم اين عبارت از مبسوط مرحوم شيخ گرفته شده باشد . مرحوم شيخ در مبسوط تعبير بعضهم دارد . با توجه به اينكه مبسوط از روى كتاب عامه تنظيم شده است و آراء اماميه را در آنجا آورده است اختلافى كه خيلى مواقع نقل مىكند اگر اسمى از اصحابنا نبرد مراد عامه هستند ، يعنى بعض عامه چنين مىگويند . در خلاف هم از شافعى و ابو حنيفه اين اختلاف را نقل كرده است . لذا ما احتمال مىدهيم شرايع اين مطلب را از مبسوط اخذ كرده باشد و به جاى تعبير بعضهم از قيل استفاده كرده و از آنجا كه شرايع آراء فقهاى اماميه را مىگويد فخر المحققين در ايضاح گمان كرده بعضى از فقهاى اماميه قائل به بطلان مهر شدهاند .
نكته دوم اين است كه مرحوم محقق همين مسأله را در ابتداى كتاب النكاح در بحث اولياى عقد آورده و آنجا براى زن حق اعتراض و رد قائل شده است . « 1 » ولى در اينجا مىگويد كه مهر صحيح است . شهيد ثانى در مسالك « 2 » اين دو را متهافت فرض كرده و مىگويد اين دو با هم جمع نمىشود . در يك جا عقد و مهر را كانه لازم دانسته و در يك جا لازم ندانسته .
مرحوم صاحب جواهر با اللهم الا ان يقال مىگويد شايد بتوانيم اين طور بين اين دو كلام جمع كنيم : جايى كه مىگويد يصح المسمى مراد از آن لزوم عقد نيست . صحت در مقابل بطلان مسمى است ، لذا صحت در اين عبارت اعم از لزوم و خيارى بودن شىء است . يعنى در عين اينكه عقد صحيح فرض شده زن حق اعتراض هم دارد . به عبارت ديگر آنجا نفى لزوم كرده و اينجا اثبات صحت و اين دو با هم تنافى ندارند .
ما احتمال مىدهيم شهيد ثانى از روى قرينه مقام مىخواهد بفرمايد اگر محقق
هامش
( 1 ) - ر . ك : جواهر ، ج 29 ، ص 198 .
( 2 ) - ر . ك : مسالك ، ج 8 ، ص 281 .