اسقط قوله الولى .
6 - عن محمد بن مسلم عن أبى جعفر عليه السلام فى قوله الا ان يعفون او يعفو الذي بيده عقدة النكاح قال الذي يعفو عن الصداق او يحط بعضه او كله « 1 » .
پس روشن شد كه هم به واسطه اجماع و روايات و هم به سبب بعضى از وجوه مورد قبول در آيه شريفه كه عمدهاش وجه اول بود كه شيخ آن را گفته بود ، مقصود از
« الَّذِي بِيَدِهِ عُقْدَةُ النِّكاحِ »
در آيه شريفه ، زوج نيست ، بلكه ولى زوجه است . و اصلًا ولىّ به معناى اختيار دار است كه در مورد شوهر خصوصاً بعد از طلاق اطلاق نمىشود . اختيار دار اصلى نكاح خود زوجه است و زوج جنبه پذيرفتن را دارد . در حدائق هم هست كه به زوج ولى امر نكاح گفته نمىشود .
مقام دوم ) مراد از ولىّ مرأة كه مىتواند عفو كند چه كسى است ؟
1 ) أب :
در بسيارى از روايات معتبر كه خواهد آمد ، در تفسير الذي بيده عقدة النكاح كه حق عفو دارند ، أب ذكر شده است . أب در حق خود ، مستقل است و لذا عبارت مذكور در روايات بعضى عبارت « هو الاب أو الاخ او الرجل يوحى اليه و الذي يجوز امره فى مال المرأة فيتباع لها و يتجر فاذا عفى فقد جاز » به نظر مختار هم ولايت أب بر صغار كه مىتواند در اموال آنها تصرف كند را شامل است و هم ولايت أب بر باكره رشيده كه در اموال او نمىتواند تصرف كند را شامل است .
2 ) جدّ :
گرچه در روايات اسمى از جدّ برده نشده است ، ولى به خاطر يكى از سه بيان - همانطورى كه همه فقهاء جد را نيز ذكر كردهاند - جد نيز داخل الذي بيده عقدة النكاح مىباشد كه عبارتند از : 1 - كلمه أب در آيات قرآن در معناى جامع و اعم از أب بلاواسطه و مع الواسطه به كار رفته است و لذا به همين جهت در روايات نيز از عنوان أب ، اراده كلى كردهاند كه شامل جدّ نيز خواهد بود . 2 - در
هامش
( 1 ) - جامع الاحاديث ، ج 26 ، باب 21 از ابواب المهور ، ح 11 و 12 و 13 و 14 و 16 .