نمىتوان گفت كه زمين را اسقاط كردم ، چرا اين گونه تعبير صحيح نباشد ؟ ! پس بايد حكم به جواز تعبير به مثل « عفوت » در مورد بخشش مهريه در صورت عين بودن نمود . البته به شرطى كه مراد مشخص باشد .
فصل چهارم : مقصود از « الَّذِي بِيَدِهِ عُقْدَةُ النِّكاحِ »
عبارت شرايع : « و كذا لو عفى الذي بيده عقدة النكاح و هو الولى كالاب و الجد للاب و قيل او من تولته الامرأة أمرها » .
چند اختلاف درباره مقصود از
« الَّذِي بِيَدِهِ عُقْدَةُ النِّكاحِ »
هست كه در چند مقام بايد بررسى بشوند :
مقام اول : اينكه آيا مقصود زوج است - كما اينكه مختار جماعتى از عامه است - يا اينكه مقصود از آن ولىّ زوجه است ؟ كما اينكه مختار اماميه و جماعتى از عامه است .
مقام دوم : مراد از ولىّ مرأة كه مىتواند عفو كند چه كسى است ؟ و به عبارت ديگر مراد از الذي بيده عقدة النكاح چه كسانى مىباشند ؟
مقام اول ) مقصود از الذي بيده عقدة النكاح زوج است يا ولى زوجة ؟
اماميه متفقاند كه مراد ولى زوجه است ، اما عامه دو دسته هستند ، بعضى با ما موافقند و بعضى مىگويند كه مراد از الذي بيده عقدة النكاح شوهر است يعنى يا زوجه از نصفى كه بعد از طلاق مالك است صرف نظر كند و يا زوج نصفى را كه بعد از طلاق به او منتقل شده به زوجه برگرداند . اين اختلاف بين عامه وجود دارد .
وجوه دلالت الذي بيده عقدة النكاح بر ولى زوجه :
1 ) دلالت اجماع :
از نظر اماميه ظاهراً مورد اتفاق است كه مقصود از
« الَّذِي بِيَدِهِ عُقْدَةُ النِّكاحِ »
زوج نيست ، بلكه ولى زن است ، درباره اين مطلب دعواى اجماع و يا شبيه به اجماع در كلمات زياد است ؛ مرحوم شيخ در « خلاف » دعواى اجماع نموده است ، در « مبسوط » تعبير به « عندنا » كرده است - كه البته اين تعبير را در