تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 7371

مساهمون:

ص٧٣٧١

استدلال به آيه ( إِلَّا أَنْ يَعْفُونَ . . . )

بر جواز : بعضى به آيه شريفه عفو بر جواز تعبير به « عفوت » در جايى كه عين باشد به اين بيان استدلال كرده‌اند كه بلااشكال و بدون هيچ خلافى
( يَعْفُونَ )
اختصاص به ديون ندارد و شامل اعيان نيز هست ، پس بايد عفو اعيان با كلمه « عفوت » صحيح باشد كه در اينجا هم كلمه عفو شامل آنها شده است .

جواب « مسالك » از اين استدلال :

همانطورى كه در سخن قبلى شهيد ثانى گفته شد ، ايشان مىگويد كه اگر هم لفظ در اعطاء اطلاق شده باشد ، اطلاق در معناى غير معروف است و معناى دوم كه ابراء و اسقاط است معناى شايع كلمه عفو است و علاوه در آيه قرآن هم كه
( إِلَّا أَنْ يَعْفُونَ )
كلمه عفو به كار گرفته شده است ، ناظر به اينكه با چه الفاظى ملك حاصل مىشود نيست و شمول لفظ يعفون نسبت به ديون و اعيان ، به تطبيق خارجى و مصداق واقعى آن كه با چه لفظى تحقق مىيابد كارى ندارد الا ان يعفون نمىگويد كه لفظ عفوت را تعبير كنند . اينكه با چه لفظى بايد تعبير شود ، بايد از جاى ديگر معلوم شود ، از اين تعبير ، لفظ مراد نيست . پس از آيه مذكور نمىتوان صحت تعبير به كلمه « عفوت » در بخشش عين و حصول ملكيت توسط آنها را استفاده نمود . « 1 »

اشكال بر « مسالك » و « جواهر » و تقويت جواز

اشكالى كه در اينجا متوجه شهيد ثانى و به تبع او صاحب جواهر مىشود اين است كه اگر چنانچه با لفظ « عفوت » نمىتوان بخشش عين را منعقد كرد ، سؤال اين است كه پس به چه نحوه دلالتى عبارت
( إِلَّا أَنْ يَعْفُونَ )
شامل بخشش و تمليك اعيان هم مىشود ؟ به اعتراف خود شما قرآن كريم در اين آيه كلمه
« يَعْفُونَ »
را در تمليك اعيان و اسقاط ديون هر دو استعمال كرده است ؛ يعنى عفو را در اعم از
هامش
( 1 ) - به مناسبت مطلبى را كه از مرحوم آقاى والد شنيدم نقل مىكنم و آن اينكه ايشان مىفرمودند يك وقتى مرحوم آقاى خمينى فرمود هر كسى درب خانه مرا بكوبد مىگويم كى بود ، بعداً وقتى يك نفر درب را كوبيد ، ايشان فرمود : « كى بود ؟ ! » منظور ايشان اين بود كه لفظ « كى بود » را مىگويم نه اينكه نام كوبنده درب را مىگويم . اين تعبيرات غلطانداز است .
كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 7371 | السيد موسى الشبيري الزنجاني / مؤسسه پژوهشی رای‌ پرداز