تمليك و اسقاط به كار برده است ، خوب اگر اينچنين است پس چرا در مورد عين نتوان « عفوت » تعبير كرد و بايد لفظ ديگرى به كار برده شود ؟ بله اين بحث كه آيا تمليك عين فقط به لفظ « عفوت » اختصاص دارد و يا با ملكت و وهبت نيز تمليك حاصل مىشود ، را نمىتوان از آيه الا ان يعفون استفاده نمود اما مورد اشكال اين بحث نيست ، بلكه بحث اين است كه آيا در باب تمليك عين لفظ عفوت كفايت مىكند يا نه ؟ و لذا اگر گفته شود كه « عفوت » اصلًا كفايت نمىكند ، در پاسخ مىگوييم عدم كفايت با معنايى كه براى « يعفون » مىكنيد ، اصلًا نمىسازد .
توجيه كلام شهيد ثانى و صاحب جواهر رحمه الله :
من احتمال مىدهم كه مقصود شهيد ثانى و به تبع او صاحب جواهر ، همان مطلبى باشد كه مرحوم صاحب معالم دارد و آن مسأله اعم بودن استعمال از حقيقت و مجاز است ؛ يعنى در اينجا گفته شود لفظ
« يَعْفُونَ »
در آيه در معناى مجازى عام و جامعى استعمال شده است كه هم شامل تمليك و هم شامل اسقاط است ولى در تمليك اعيان ، استعمال لفظ مجازى كفايت نمىكند .
جواب توجيه مذكور و اثبات جواز استعمال
بحث كلى كه در اينجا هست اين است كه آيا در تمليك مهر بايد الفاظ حقيقى و رايج به كار رود و به كار گرفتن لفظ مجازى در صورت روشن بودن مراد - و لو به قرينه مفهمه - كفايت نمىكند ؟ ! از اشكال صاحب جواهر به كلام شهيد ثانى اين گونه استفاده مىشود كه در چنين مواردى بايد الفاظ رايج استعمال شود ؛ چون مىگويد كه بر فرض اينكه « عفو » مشترك لفظى در اسقاط و عطاء باشد ، ولى چون در معناى عطاء معروفيتى ندارد ، پس نمىتوان آن را در اين معنا به كار گرفت . ولى طبق نظر مختار و نظر محققين ، در جايى كه مراد مشخص باشد ، تعبير با لفظ غير معروف هم اشكالى ندارد مثلًا وقتى در مورد عين خارجى نظير زمين گفته مىشود « عفوت عن الارض » و مراد از آن روشن است كه تمليك است نه اسقاط ؛ چون