سلار و مرحوم محقق در « نافع » به ذكر جمال و شرف زن اقتصار كردهاند و عدهاى هم صفات ديگرى مثل نسب را در تعيين مهر المثل دخيل دانستهاند ، بعضى گفتهاند كه شرف همان نسب است و بعضى آن را در مقابل نسب ذكر كردهاند ، به هر حال ممكن است كه شرف امتيازى باشد كه به اخلاقيات و كمالات مربوط باشد ، بنابراين كسانى كه به جز شرف و جمال خصوصيات ديگرى را ذكر كردهاند قهراً شرف را به معناى اخص گرفتهاند كه شامل اقسام ديگر از كمالات نيست ، كما اينكه بعضى ادب و هنر و توانايى در اداره منزل و عقل و فهيم بودن را هم ذكر كردهاند .
مرحوم ابن حمزه در « وسيله » به طورى كه در « ينابيع » ديدم تعبيرى دارد كه فاضل مقداد در « تنقيح » قسمتى از آن را نقل مىكند ؛ ابن حمزه مىگويد : در تعيين مهر المثل بايد مماثل امتيازات را وجدانا و فقدانا در نظر گرفت و چنين تعبير مىكند كه « العقل و الحمق ، الايسار و الاعسار ، الجمال و الدمامة » - در ينابيع دمامه را با ذال نوشته است كه اشتباه است - يعنى بايد وجود هر يك از اينها و در صورت عدم ، فقدان هر يك و وجود ضد آن در تعيين مهر لحاظ شود اگر جميل است ، جميل مشابه بايد در نظر گرفته نشود و اگر نقطه مقابل جمال است ، همان نقطه مقابل بايد در نظر گرفته شود . ولى در « تنقيح » به جاى « دمامة » عبارت را « ديانة » نوشته و مقابلش را فقدان ديانت ذكر كرده است كه اشتباه است .
خلاصه اينكه اين اوصاف ذكر شده است و برخى از اوصاف هم ذكر نشده است مثل سلامتى و قوت و ضعف داشتن از نظر مزاج كه به طور صريح ذكر نشدهاند ، ولى - همانطورى كه در بيان اجمالى اقوال اشاره شد - بسيارى ضابطى را ذكر كردهاند كه همه اين اوصاف در تحت آن مندرج مىشوند و آن اين است كه هر چيزى كه در تعيين قيمت در نظر متعارف مردم به واسطه آن تفاوت قيمت پيدا مىشود . دخيل در تعيين مهر المثل است .
كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 7131
مساهمون: السيد موسى الشبيري الزنجاني
ص٧١٣١