معاوضه است .
2 - رواياتى كه در آنها به مهر ، ثمن اطلاق شده است مثل « انما اشتريها باغلى الثمن « 1 » » كه به خوبى معاوضه بودن را مىرساند .
3 - تعبيرات رايجى - كه همه هم آنها را صحيح مىدانند و در بعضى روايات نيز وارد شده است - كه در آنها بر سر مهر ، حرف باء قرار گرفته است ، مثل « زوجتك بكذا » كه اين گونه تعبيرات ، رايج در باب معاوضات است .
4 - مىدانيم كه اگر مهر ، معيب بود ، زوجه حق دارد كه مهر عيوب را به زوج برگرداند و اين حق ردّ ، خاصيت معاوضى بودن است .
5 - مىدانيم كه جايز است زوجه قبل از قبض مهريهاش ، از تمكين امتناع كند و اين جواز امتناع هم معاوضى بودن را مىرساند .
و اما ادلهاى كه براى ضمان يد بودن اقامه شده است
1 - تعبير « نحله » ( به معناى هديه ) نسبت به مهر ؛ چنان كه در آيه شريفه
« صَدُقاتِهِنَّ نِحْلَةً
« 2 » » آمده است كه با اين تعبير مشخص مىشود كه نكاح ، معاوضه بين بضع و مهر نيست .
2 - عقد نكاحى كه مهر در آن ذكر نشده باشد ، به اتفاق مسلمين ، صحيح مىباشد و حال اينكه در معاوضات ( مثل بيع ) حتماً بايد دو طرف معاوضه در عقد مذكور باشد .
3 - اگر مهر در عقد ذكر شد ولى آن مهرِ مذكور ، تلف گرديد ، اصل عقد منفسخ نمىشود بلكه اگر انفساخى در بين باشد نسبت به خصوص مهر مىباشد و اين بر خلاف معاوضات مىباشد .
هامش
( 1 ) - وسائل الشيعة ، كتاب النكاح ، ابواب مقدمات النكاح و آدابه ، باب 36 ، ح 1 ، آل البيت ، ج 20 ، ص 87 .
( 2 ) - نساء / 4 .