نظر استاد مد ظله
اينكه صاحب جواهر عقدهاى طويل المدة را غير صحيح و سفهى مىدانند كلام درستى است اما ترديد ايشان درباره وجود اجماع صحيح نمىباشد ، زيرا اولًا :
اجماعى در مسأله نيست ، چون قبل از شهيد ثانى كلمات سابقين به همان تعبيرى است كه در روايات آمده كه اجل به كم و زياد محدود نمىباشد و نمىتوان ادعا نمود كه فروض غير عرفى هم مورد نظرشان بوده تا بر آنها ادعاى اجماع شود و بر اين اساس اولين بار صاحب مسالك ، شمول اين موارد را ادعا نموده ، و ديگران نيز از او نقل كردهاند .
به علاوه : اگر صغرويا هم اصل اجماع را بپذيريم كبرويا درست نمىباشد . چون اجماعى مورد قبول است كه به امام معصوم متصل باشد و در امورى كه مورد ابتلاء نيست نمىتوان ادعا كرد كه هيچ مخالفى وجود ندارد و اينكه « لو كان لبان » . امام نيز با علم عادى به امور نادره و غير محل ابتلاء توجه نمىكنند و موظف هم نمىباشند كه از اين گونه امور ردع كنند و اگر نهى هم كرده باشند ملازم با اين نيست كه اين نهى به ما هم رسيده باشد تا از نيافتن نهى ، استنتاج عدم ردع گردد .
د ) حد اقل زمان در متعه
صاحب انوار الفقاهه در اين زمينه مىنويسد : اجل در متعه بايد به اندازهاى باشد كه ماليت داشته باشد و ماليت در صورتى تصور مىشود كه يا داراى ثمرهاى همچون حصول محرميت بوده و يا مدتش را به قدرى قرار دهند كه بتواند زوج از او انتفاع ببرد .
اين كلام صحيحى است چون اگر مدت را مثلا لحظهاى قرار دهد كه نه انتفاعى از زوجه برده شود و نه در مثل عقد دخترخاله و دختر عمه كه پيش از عقد آنان هم ، خاله و عمه با او محرم هستند ، ثمرهاى داشته باشد ، چنين عقدى سفهى است و عقلايى نمىباشد . اما اگر ثمرهاى بر آن متصور بود مانند محرميت ام الزوجه آيا