تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 6172

مساهمون:

ص٦١٧٢

ج ) حد اكثر زمان در متعه

در مسالك و كشف اللثام و نهاية المرام و مدارك و حدائق و انوار الفقاهه آمده است : منتهاى اجل متعه هيچ محدوديتى ندارد ، هر چند زمان را آن قدر طولانى قرار دهد كه عادتا كسى به آن مقدار عمر نمىكند . حتى اگر قطع هم داشته باشد كه تا آن وقت زنده نمىماند اشكالى ندارد و عقد صحيح است . « 1 » صاحب جواهر مىفرمايد : اگر مسأله اجماعى نباشد اين كلام قابل مناقشه است ، چون منساق و متبادر از ادله كه مىفرمايند : در عقد متعه بايد اجل تعيين كرد ، آن مدتى است كه اين عقد تا آن تاريخ باقى بوده ، و عادتا زوجين زنده باشند و بيش از آن مقدار خلاف تبادر است . به خصوص اينكه در روايات ، متعه به اجاره تشبيه شده است . در اجاره انسان نمىتواند براى مدتى اجير شود كه مىداند تا آن هنگام زنده نمىماند و اينها معاملات سفهى است . ايشان در ادامه مىنويسد : اگر فرضاً هم بپذيريم كه مدت بسيار طولانى مثل هزار سال هم مىتواند اجل قرار گيرد ولى مسأله تقسيط همچنان كه در روايات آمده كه اگر مقدارى از مدت كسر شد مهر هم تقسيط مىشود بلااشكال در اينجا نمىآيد چون حبس منفعت كه لازمه آن تقسيط مهر است در جايى است كه تمكن از تمكين بوده باشد و او اختيارا تمكين نكند و چنين تمكنى در اينجا محقق نيست .
هامش
( 1 ) - كسى از پايان عمر خود اطلاع ندارد ولى ممكن است براى برخى اين امر منكشف گردد . مرحوم شيخ حر عاملى در كتاب اثبات الهداة مىنويسد : در سال 1049 ق يك روز عيد در روستاى ما به نام « مشغرى » در جبل عامل ، با جمعى از دوستان در باغى بوديم . اين مطلب مطرح بود كه اكنون ما در اينجا با هم مأنوسيم و معلوم نيست سال آينده كدام يك از ما زنده باشد . شخصى به نام شيخ محمد حضور داشت ، او گفت : اما من ، سال ديگر و سال بعد از آن و . . . زنده هستم . به او گفتند : مگر تو علم غيب دارى ؟ پاسخ داد : خير و لكن كسالتى داشتم به حضرت حجت عليه السلام متوسل شدم . آن حضرت را در خواب ديدم به من آبى دادند آن را نوشيدم . سپس فرمودند : تو تا 25 سال ديگر زنده خواهى بود و من قطع دارم كه اين رؤيا صادقه بوده است . مرحوم شيخ حر مىفرمايد : در سال 1072 يعنى 23 سال بعد از آن به مشهد منتقل شديم و در آنجا مانديم . دو سال بعد برادرم نامه نوشت كه شيخ محمد فوت كرد .