را نصف اليوم دانسته باشد .
البته اين توجيهات ضعيف است و نمىتوان آنها را به عنوان استدلال مد نظر قرار داد ، در عين حال اهون از آن است كه قائل شويم ابن حمزه در مقام بيان هيچ حدى براى اجل نبوده و صرفا مثالى را مطرح ساخته است .
3 - توضيحى درباره حد اكثر و حد اقل اجل
در مورد حد اكثر مقدار اجل ، عده كثيرى قائل شدهاند كه براى آن هيچ محدوديتى وجود ندارد به طورى كه مىتوان مدت زمانى را به عنوان اجل قرار داد كه عادتا زوجين تا پايان آن زمان باقى نمىمانند .
جواهر از مسالك و كشف اللثام نقل كرده است . پيش از آن دو نيز برخى به اين معنا قائل بودهاند . بعضى از اطلاق كلامشان توهم مىشود و برخى به آن تصريح كردهاند . كشف اللثام تعبير عادتا را نياورده و اين بدان معناست كه اگر مدتى قرار دهند كه از طريقى - مثل آنكه بر خلاف عادت است ، يا در اثر بعضى از رياضتها و يا به واسطه برخى ارتباطات - يقين دارند تا پايان آن زنده نمىمانند ، بازهم بىاشكال است .
درباره حد اقل نيز بسيارى گفتهاند : محدوديتى براى آن نيست . بعضى تعبير كردهاند : و لو لحظةً ، برخى نيز گفتهاند : گرچه مدتى باشد كه امكان مباشرت در آن زمان وجود نداشته باشد .
تنها سه نفر در اين مورد مخالفت كردهاند : صاحب رياض گويا احتمال داده كه اجماعى در مسأله باشد لذا فرموده : چنانچه اجماعى در مسأله نباشد مىتوان قائل شد كه يك لحظه نيز براى تعيين اجل كافى است .
صاحب جواهر مىفرمايد : حد اقل اجل بايد مقدارى از زمان باشد كه در آن امكان استمتاع و التذاذ جنسى وجود داشته باشد ، گرچه ايشان نيز زمان لازم براى امكان مباشرت را بر خلاف بسيارى از متأخرين لازم ندانستهاند .