عبارت قدر المدة . . . ظهور در تعيين حد اقل مدت داشته و نمىتواند مثالى براى اجل باشد . خصوصا اگر قائل باشيم مدت كوتاهى مانند يك لحظه نيز كفايت مىكند ، به هيچ وجه نمىتوان « من طلوع الشمس الى نصف النهار » را براى معنايى كه يك لحظه نيز از مصاديق آن است ، مثال قرار داد .
بلى ممكن است اين تعبير را مثالى براى مقدار اجل بدانيم ، به اين معنا كه مقدار آن - مثلا شش ساعت - را از ساير اوقات مثل ظهر تا غروب يا اول شب تا نيمه شب و . . . در نظر گرفته و به عنوان حد اقل اجل در عقد قرار دهيم . در عين حال ، چندان روشن نيست كه ابن حمزه اين مطلب را از كجا اخذ كرده است ، گرچه توجيهاتى و لو ضعيف براى كلام ايشان به نظر مىرسد :
يكى از اين توجيهات اين است كه با توجه به ذكر يوم ، ايام ، شهور ، سنوات و غيره در روايات ، و با عنايت به واگذارى مقدار اجل به عهده زوجين در ساير روايات ، ممكن است ايشان براى معناى يوم توسعهاى قائل شده و به نحو عموم مجاز يا مثال ، مقدارى از يوم را نيز يوم به حساب آورده باشد . روشن است كه اين توسعه در حدى نيست كه اكثر يوم را خارج كرده و كلمه يوم از آن ابا داشته باشد .
زيرا توسعه در اين حد مانند تخصيص اكثر غير عرفى است .
توجيه ديگر : در روايت مفضل بن عمر در مقام تعيين شرايط متعه مىفرمايد :
اجلا معلوما باجرة معلومة و هى ساعة او يوم او يومان او شهر او شهران او سنة او مادون ذلك او اكثر . . . « 1 »
كلمه ساعة در آن ايام به قطعة من الزمان اطلاق مىشده ، ليكن اين معنا در روايت مفضل نمىتواند به نحو مجمل مراد باشد . از اين رو با توجه به سياق عبارت كه مثالها از يوم به يومان و از شهر به شهران افزايش پيدا كرده و هر مثالى نسبت به مثال بعدى نصف آن است ، ممكن است ايشان با استفاده از اين معنا ، مراد از ساعة
هامش
( 1 ) - مستدرك الوسائل ، ج 14 ، ص 474 ، باب نوادر ما يتعلق بابواب المتعه ، ح 1 .