نبودهاند ، و يا قرينه و شاهدى مانند استعمال لفظ در معناى موقت در كار نباشد .
زيرا اولًا : در صورتى كه طرفين متعهد به عقدى هستند كه داراى اجل معين است و آگاهانه و قاصدا آن را اعتبار كردهاند ، بسيار بعيد است كه به صرف ترك ذكر اجل ، تمام احكام عقد دائم بر آنها بار شود ، بلكه همچنان كه مرحوم علامه و برخى ديگر گرفتهاند ، اصلا عبارت « اذا لم يشترطا » داراى چنان اطلاقى نيست كه اين موارد را شامل گردد . بنابراين نبايد مواردى را كه به دليل وضوح و از باب « جواز حذف ما يعلم » حذف كردهاند ، كالعدم دانست و قول به انقلاب عقد را مستلزم تخصيص امثال « المؤمنون عند شروطهم » به حساب آورد .
ثانياً : اصولا غير متعارف است كه دو طرف در باطن متعهد به عقد موقت شده و با قصد آن را اعتبار كرده باشند و در عين حال ، ذكرى از آن به ميان نياورند . « 1 »
7 - نقضى به انقلاب عقد منقطع به عقد دائم
فخر المحققين كه با مرحوم علامه و پدر خود موافق بوده و انقلاب به عقد دائم را قبول ندارد ، اولين كسى است كه اين نقض را وارد دانسته است .
مرحوم علامه و برخى ديگر فرمودهاند : اگر ترك ذكر اجل منشأ انقلاب عقد انقطاعى به عقد دائم باشد ، ترك ذكر مهر و اجل نيز بايد عقد منقطع را به عقد دائم مبدل سازد . زيرا چيزى كه مانع انقلاب است ، ذكر اجل مىباشد كه در اينجا ذكر نشده ، و عقد دائم نيز مشروط به ذكر مهر نيست تا ترك آن موجب بطلان عقد شود ، بلكه مهر المثل جايگزين آن خواهد شد . بنابراين ، ترك ذكر مهر و اجل نيز بايد منشأ انقلاب عقد موقت به عقد دائم باشد ، در حالى كه مىدانيم عقد باطل است .
هامش
( 1 ) - مكاسبى داشتم كه شخصى آن را وقف كرده بود . وى كه شديدا ضد مشروطه بوده براى وقف كتاب نزد مرحوم والد آمده درخواست مىكند : در وقف شرط كنيد كسانى كه موافق مشروطه يا مقلد موافق مشروطهاند نبايد از اين كتاب استفاده كنند ! مرحوم والد با وى مخالفت مىكنند ولى چون اصرار او را مىبينند ، براى آنكه هم نظر او معلوم باشد و هم از نظر شرعى براى ديگران مشكلى به وجود نياورد ، مىگويند : من بدون قيد وقف مىكنم اما ميل شما را در كنار آن يادآور مىشوم . آنگاه نوشته بودند : آقاى شالچى وقف كرد اين كتاب را و خواهان وقف با قيودى بود ليكن ما با اجازه او بدون قيد صيغه را خواندم .