تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 6163

مساهمون:

ص٦١٦٣
بنابراين ، مراد از شرط در روايت محمد بن مسلم شرط الاجل بوده و با عدم اشتراط آن ، عقد منقطع به عقد دائم منقلب مىشود و طبعا زوجين از يكديگر ارث خواهند برد . با اين معنا از يك سو تعارض بين روايت محمد بن مسلم با دو روايت قبلى مرتفع مىگردد ، از سوى ديگر مشكلى كه از ناحيه ملتزم شدن به معناى ميراث براى شرط به وجود مىآيد بر طرف مىگردد . زيرا چنانچه معناى شرط در اين روايت شرط ميراث باشد ، مفاد عبارت « يتوارثان اذا لم يشترطا » چنين خواهد شد : « اگر شرط ميراث نكنند ارث مىبرند » و چنانچه براى آن قائل به مفهوم باشيم ، مفهوم آن ، عبارت است از : « اگر شرط ميراث كنند ارث نمىبرند ! » و اين دو معنا براى مفاد و مفهوم ، چيزى است كه نمىتوان به آن ملتزم گرديد ، مگر آنكه قائل شويم : عبارت روايت محمد بن مسلم مفهوم نداشته ، و ذكر يتوارثان اذا لم يشترطا از باب ذكر فرد خفى بوده و مصاديق روشن صيغه‌هاى عقد انقطاعى را مواردى بدانيم كه در آن شرط ارث مىشود ، كه بر اين اساس ، مفاد اين روايت چنين خواهد بود : زوجين از يكديگر ارث مىبرند گرچه شرط ارث نكنند . اما اگر شرط را همچنان كه در جمع مرحوم شيخ آمده ، به معناى اجل در نظر بگيريم ، مرتكب اين خلاف ظاهر و ناديده گرفتن مفهوم روايت نخواهيم شد ، و اين خود تأييدى براى جمع مرحوم شيخ خواهد بود ، و روايت نيز در زمره سه روايت ديگرى قرار مىگيرد كه دليل كسانى است كه عدم ذكر اجل را سبب انقلاب عقد انقطاعى به عقد دائم مىدانند .

6 - تذكر نكته‌اى در مورد انقلاب عقد منقطع به عقد دائم

مجددا اين نكته را يادآور مىشويم : كسانى كه قائل به انقلاب عقد انقطاعى به عقد دائم شده‌اند ، نظر به مواردى دارند كه ترك ذكر اجل ، متعاقب اراده عقدى بوده است كه زوجين متعارفا در باطن خود نيز اجل را اعتبار نكرده و به آن متعهد