تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 6162

مساهمون:

ص٦١٦٢
مرحوم شيخ با توجه به اين روش ، منظور از شرط در اين دو روايت را امر واحدى ندانسته و مىفرمايد : شرط در روايت سعيد بن يسار همان شرط متعارف در گذشته يعنى شرط عدم الميراث بوده و اين روايت اصلا ناظر به صورت اشتراط الميراث نمىباشد . بنابراين مفاد آن عبارت است از اينكه وجود و عدم شرط متعارف عدم الميراث نقشى در حكم ارث نداشته ، چه اين شرط ذكر شود و چه عقد بدون آن انشاء گردد ، در هر صورت زوجين از يكديگر ارث نخواهند برد . اما شرط در صحيحه بزنطى ، شرط الميراث بوده و ارث بردن و ارث نبردن مستقيما به آن وابسته است . بنابراين منافاتى بين مفاد اين دو روايت نبوده و هر يك ناظر به امرى متفاوت از ديگرى است و با اشتراط ميراث ، زوجين از يكديگر ارث خواهند برد .

4 - روايت محمد بن مسلم

عن محمد بن مسلم قال : سمعت أبا جعفر عليه السلام يقول فى الرجل يتزوج المرأة متعة : انهما يتوارثان اذا لم يشترطا ، و انما الشرط بعد النكاح . « 1 » اين روايت نيز به حسب ظاهر با دو روايت قبلى ناسازگار است . زيرا بر اساس دو روايت قبلى چنانچه در عقد انقطاعى شرط ميراث نشود ، زوجين از يكديگر ارث نمىبرند در حالى كه بنابر مفاد اين روايت ، با عدم اشتراط ارث ، آنان از يكديگر ارث مىبرند .

5 - جمع مرحوم شيخ ما بين دو روايت قبلى و روايت محمد بن مسلم

طبق نظر ايشان در اينجا نيز مراد از شرط ، غير از معنايى است كه از شرط در دو روايت قبلى اراده شده است . زيرا شروطى كه در باب نكاح ذكر مىشود مختلف بوده و به شرط ميراث و عدم الميراث خلاصه نمىشود بلكه اجل نيز يكى از شروط آن به حساب مىآيد .
هامش
( 1 ) - همان ، ح 2 .
كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 6162 | السيد موسى الشبيري الزنجاني / مؤسسه پژوهشی رای‌ پرداز