ج ) ديدگاه برخى از بزرگان نسبت به اين روايت
مرحوم فيض اين روايت را حمل بر متعه نموده است ، يعنى يك عقد موقت كامل با انشاء كامل ، صاحب حدائق نيز با مرحوم فيض موافق است . صاحب وسائل هم چون اين روايت را در باب متعه وارد كرده است مىتوان استفاده نمود كه با اين بزرگان هم عقيده است .
و ظاهراً عقيده كلينى هم با آنها يكى است چون در جواهر تعبير مىكند : « بعضى از ظاهريه از اصحاب ما چنين عقدى را صحيح مىدانند » كه مراد از ظاهريه كه در كلام ايشان به چشم مىخورد همان اخبارىها مىباشد كه تعدادشان يكى دو نفر نيست ، بلكه جمعى هستند كه از جمله آنها ممكن است مرحوم كلينى باشد . مضافاً بر اينكه مرحوم كلينى اين روايت را در باب نكاح وارد كرده است كه مىتوان استفاده كرد كه از نظر وى اين عمل زنا نبوده ، بلكه تزويج شرعى تلقى شده است .
مرحوم فيض در كتاب الحدود آن را مفصل و در كتاب النكاح مختصر نقل نموده است . در كتاب الحدود مىفرمايد : « امير المؤمنين عليه السلام هم « تزويج و الله » را فرموده و هم استدلال به آيه اضطرار نموده است منتهى آيه اضطرار را به طور علنى و در مقابل عمر مطرح نموده ولى « تزويج و الله » را به اولاد و ائمه بعدى فرموده است نه به عمر خصوصاً كه بعضىها روايت را حمل بر متعه كردهاند كه عمر اعتقادى به حليت آن نداشته است و هر دو كلام حضرت درست است اما مسأله اضطرار براى اينكه عمر روى موازين خودش بپذيرد و قهراً حد آن ساقط شود و اما مسأله تزويج چون واقع مطلب عبارت از آن بوده است .
مرحوم فيض در ادامه ، مىفرمايد :
ان قلت : اين مباشرت چگونه تزويج مىباشد ، در حالى كه خودش اعتراف به زنا مىكند ؟
بعد خودش جواب مىدهد : قلت : ميزان براى اينكه عقدى شرعاً صحيح باشد يا