تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 5964

مساهمون:

ص٥٩٦٤
محل مناقشه مىباشد .

بحث دلالى

ظاهر اين روايت دلالت مىكند كه اگر زن متعه را قبول نداشت ، متعه با او صحيح نيست . چرا كه راوى مىپرسد اگر آن زن عارفه نبود « 1 » چه كنيم ؟ جواب حضرت را دو نحو مىتوان معنى كرد : 1 - مذهب تشيع را بر او عرضه بدار و از او بخواه كه شيعه شود . اگر چنانچه قبول نموده و شيعه شد ، متعه كن و اگر قبول نكرده و اباء ورزيد رهايش كن . 2 - حليت متعه را بر او عرضه بدار و براى او اثبات كن كه متعه حلال است و همچون زنا نيست و حتى بزرگانى از صحابه كه مورد اعتماد اهل سنت هستند از قبيل ابن عباس ، ابن مسعود قائل به حليت آن بوده‌اند و پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله طبق حديث ثقلين امتش را در اخذ احكام به اهل بيت عليهم السلام ارجاع داده است و اهل بيت عليهم السلام قائل به حليت آن مىباشند . اگر از اين سخنانت متقاعد شد و حليت آن را پذيرفت ، متعه كن و اگر قبول نكرد ، رهايش نما .

ب ) روايت مرسله صدوق

اين روايت در « من لا يحضره الفقيه » به طور مرسل ذكر شده و روايت از اين قرار است : « و قال الرضا عليه السلام : المتعة لا تحل الا لمن عرفها و هى حرام على من جهلها « 2 » »

بحث سندى

اين روايت چون مرسله مىباشد اعتبارى ندارد و نقل صدوق رحمه الله مشكل را رفع نمىكند . البته اگر صدوق يا هر شخص ثقه‌اى شهادت به وثاقت شخص دهد مورد قبول است ، اما حكم اشخاص به اعتبار روايت از قرائن خارجيه كه نحوه آن را ما نمىدانيم از قبيل حدسيات بعيد عن الحس بوده و پذيرفته نيست .
هامش
( 1 ) - عارفه به شيعه اطلاق مىشود . نگارنده ( 2 ) - فقيه ، ج 3 / 292 ، ح 1385 .