تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 5958

مساهمون:

ص٥٩٥٨
خلاف است كه مقصود چيست ؟ آيا يعنى عارفه شدن بر او عرضه بشود ؟ يا اينكه يعنى با او صحبت بشود كه به جواز تمتع ايمان بياورد ؟

تصوير محل نزاع در مسأله

چيزى كه به نظر مىرسد اين است كه : صُورى در مسأله هست . يك وقت اين است كه زن سنى مسأله را نمىداند ، مرد به او مىگويد كه عقد متعه جايز است و او هم حاضر به متعه مىشود ، بدون اينكه علم به حرمت آن در نزد علماى اهل سنت داشته باشد ، در اين صورت اشكالى وجود ندارد ، كما اينكه اگر مرد ، زن سنى را به نحوى قانع به مشروع بودن متعه نمايد ، بازهم متعه درست شده و اشكالى در آن نمىآيد و اما اگر زن سنى بداند كه علماى اهل سنت متعه را زنا مىدانند ، آيا چنين عقدى صحيح مىشود ؟ اين صورت مورد بحث است .

حكم مسأله به نظر استاد « مد ظله »

بر اساس قاعده ، در ابتداء اين طور به نظر مىرسد كه چون چنين زنى در اين صورت قصد ازدواج نمىتواند داشته باشد ، و ازدواج طرفينى است و هر دو طرف بايد قصد زوجيت داشته باشند ، در حالى كه قصد او در اين صورت زنا است ، چرا كه عقد را باطل مىداند ، پس بايد عقد محكوم به بطلان باشد . لكن يك راهى براى تصحيح اين عقد وجود دارد و آن اين است كه بله اگر قصد زنا كرده باشد محكوم به بطلان است و اما اگر نظير بيع غاصب ، با اينكه مىداند كه معامله‌اش صحيح نيست ، ولى قصد معامله مىكند ، و شارع به حسب ادله با اجازه متأخر آن را تصحيح مىكند ، در اينجا هم ممكن است اين طور گفته شود كه : آنچه كه در صحت ازدواج معتبر است اين است كه زن هم قصد ازدواج كرده باشد ، و در اينجا و لو اينكه طبق مذهب خود آن را ناصحيح بداند ، و لكن چون شارع ازدواج موقت را صحيح دانسته است ، حكم به صحت آن مىشود ، البته اين حرف يك متمّمى دارد كه فردا ذكر مىكنيم . « * و السلام * »