تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 5955

مساهمون:

ص٥٩٥٥
مىشوند ، اينها صيغه متعه هستند و اما صيغه‌هايى كه مَجازاً و با قرينه در متعه به كار مىروند ، اينها صيغه متعه نيستند . صاحب جواهر مىگويد : ما سابقا در بحث از صيغه عقد دائم اين را بررسى كرديم و گفتيم كه چنين تضييقى در كار نيست ، بلكه هر لفظى كه متعارف باشد كه با آن صيغه‌اى را چه به طور حقيقى و چه به طور مجازى و چه به طور كفائى اجرا كنند ، انجام متعه با آن‌ها صحيح است و اما الفاظ غير متعارف ، اگر چه مراد متكلم استثناءً از آن‌ها معلوم باشد ، انجام صيغه متعه با آنها درست نيست . سپس ايشان براى تأييد كلام خود مطلبى را از طبريات سيد مرتضى نقل مىكند ، قبل از ذكر مطلب مذكور ، ذكر اين نكته مناسب است كه طبريات همان ناصريات است ، چرا كه ناصر حاكم طبرستان بوده است و كتاب مذكور شرح كتاب ناصر است . صاحب جواهر از آنجا كه خودش مراجعه به اين عبارت از طبريات نداشته است ( و ظاهراً به كشف اللثام رجوع كرده ) يك استظهارى از آن نموده است كه سيد مرتضى صريحا آن را نفى مىكند ، همان طورى كه در شرح كلام جواهر مىآيد .

توضيح كلام جواهر در مقام

مرحوم محقق مىگويد : « و الفاظ الايجاب ثلاثة : زوّجتك و متعتك و أنكحتك ، أيها حصل وقع الايجاب به و لا ينعقد بغيرها ، كلفظ التمليك و الهبة و الاجارة » صاحب جواهر مىگويد : ظاهر محقق و غير او كه شبيه چنين عبارتى را آورده‌اند اين است كه صيغه متعه ، لفظ مخصوص مىخواهد و بلكه غير واحدى از فقهاء مشهور بودن چنين اختصاصى را حكايت نموده‌اند ، همانطور كه حكايت كرده‌اند شهرت را بر اينكه عقد لازم كلًا با مجاز منعقد نمىگردد ، بدون اينكه فرقى بين مجاز قريب و مجاز بعيد باشد « اقتصاراً فيما خالف اصل عدم الانتقال و نحوه على المتيقن « 1 » » . يعنى اين حصر كردن عقد لازم مؤثر در الفاظ حقيقى به جهت اقتصار كردن در آنچه كه مخالف با
هامش
( 1 ) - جواهر الكلام ، 30 ، 154 .
كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 5955 | السيد موسى الشبيري الزنجاني / مؤسسه پژوهشی رای‌ پرداز