و اما « عن جابر » كه در بعضى از نسخ هست ، زيادى است ، كافى را كه با نسخ معتبر مقابله كرديم ، در هيچ كدام اين زيادى نبود ، و عرض كرديم كه در كتاب خلاد هم كه در دسترس ما هست ، اين زيادى وجود ندارد .
روايت دوم : مرحوم شيخ به سندش مىفرمايد : عن الصفار عن محمد بن عيسى عن ابى محمد الانصارى عن عمرو بن شمر عن جابر بن يزيد قال : سألت ابا جعفر عليه السلام . . . « 1 »
در اين سند ، هم صفار و هم محمد بن عيسى بن عبيد طبق تحقيق ثقهاند و اما ابو محمد انصارى هم محمد بن عبد الجبار و هم ابراهيم بن هاشم كه هر دو از اجلاء فقهاء هستند ، درباره او گفتهاند كه « كان خيِّراً » و اين تعبير در مقام اظهار نظر در مورد روايت او دلالت بر معتبر بودن او مىكند .
و اما جابر بن يزيد هم معمولا كسانى كه اعتبار او را انكار كردهاند ، از باب غلوّ است ، كه اين گونه تضعيفها مورد اعتنا نيست ، بلكه بسيارى مضامين رواياتش را عين واقعيات تلقى نمودهاند به علاوه اينكه كلينى از روايت معاوية بن عمار به صورت بتّى و قطعى تعبير به « و فى رواية معاوية بن عمار » مىكند ، كه از اين معلوم مىشود كه به طريق معتبر به او مىرسد .
روايت سوم : كلينى نقل مىكند عن حميد بن زياد عن عبيد الله بن احمد عن على بن الحسن عن محمد بن زياد بن عيسى عن ابان بن عثمان عن ابراهيم عن ابى عبد الله عليه السلام . . . « 2 »
حميد بن زياد از ثقات واقفه است ، كما اينكه عبيد الله يا عبد الله بن احمد ، نهيكى است و بازهم از ثقات واقفه ، مثل على بن الحسن كه طاهرى بوده و از ثقات واقفه است و اما محمد بن زياد بن عيسى بياع السابرى همان ابن ابى عمير است و ابان بن عثمان هم ثقه است و ناووسى كه در مورد او گفته شده است ، محرَّف قادسى است . پس اشكالى تا به اينجا در سند نيست ، فقط ابراهيم كه در انتها سند
هامش
( 1 ) - وسائل الشيعة ، كتاب النكاح ، ابواب ما يحرم بالمصاهرة و نحوها ، باب 39 ، ح 1 ، ج 14 ، ص 386 .
( 2 ) - وسائل الشيعة ، كتاب النكاح ، ابواب ما يحرم بالمصاهرة و نحوها ، باب 39 ، ح 4 ، ج 14 ، ص 386 .