تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 5945

مساهمون:

ص٥٩٤٥
شده است ، يكى در همين روايت مربوط به قابله و دو مرتبه هم در دو روايت مربوط به حكم بول و روث حيوان مأكول اللحم در روايت‌هاى أبو مريم و عبد الاعلى بن اعين ، كه در اينها در مورد بول گفته‌اند كه شسته شود - كه البته براى جمع بين ادله حمل بر كراهت يا شدت كراهت شده است - و اما در مورد روث فرموده‌اند « و اما ارواثها فهى اكثر من ذلك » يا « فهو اكثر من ذلك » كه اولى در روايت أبو مريم است و دومى در روايت عبد الاعلى كه در اين صورت مرجع « هو » جنس روث خواهد بود . محقق حلى در مورد اين گونه احاديث اين طور معنا مىكند كه : كانه امام مىخواهد بفرمايد كه عددى كه در روث هست بيش از مقدارى است كه شارع حكم به نجاست آن بكند ، يعنى تسهيل بر امت اقتضاء مىكند كه با اين عدد كثيرى كه در روث هست ، جعل يك حكم تضييقى نشده باشد ، و به عبارتى يعنى اگر عدد كم بود و روث چندان محل ابتلاء نبود ، مقتضى اجتناب از آن هم موجود بود ، لكن چون روث زياد است ، محل ابتلاء هم هست ، شارع وجوب اجتناب را در مورد آن جعل نمىكند ، پس در مسأله قابله هم از آنجا كه عدد قابله‌ها زياد است ، اين كثرت مانع از جعل حرمت براى ازدواج با او شده است . روايت دوم : كه به طور روشن آن را معنا نكرده بوديم خبر ابراهيم است كه عن ابى عبد الله عليه السلام قال : « اذا استقبل الصبى القابلة بوجهه حرمت عليه و ولدها « 1 » » ، اگر چه بعضى « استقبل » را كنايه از اين گرفته‌اند كه از همان ابتداى ولادت كه رو در روى قابله قرار مىگيرد تحريم ثابت مىشود ، لكن معناى ديگرى كه بهتر و اظهر از آن است معنايى است كه بعضى ديگر ذكر كرده‌اند و آن اينكه يعنى اگر مولود با قابله روى خوش نشان بدهد و اظهار علاقه بكند و با او مأنوس بشود ، كه اين كنايه از همان تربيت او توسط قابله است كه مدتى طول كشيده و بچه علاقه مادرى به او پيدا كرده است و اين معنا با روايات ديگر هم كه مسأله تربيت را آورده‌اند يكى مىشود .
هامش
( 1 ) - وسائل الشيعة ، الباب 29 من ابواب ما يحرم بالمصاهره و نحوها ، الحديث 4 ، ج 14 ، ص 386 .