تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 5574

مساهمون:

ص٥٥٧٤
للنكاح قبل الدخول و ان كان الاخير كما ترى لا يخرج عن القياس المحرم « 1 » » سپس در ادامه نكته ديگرى را براى توجيه اين قول بدين صورت مىفرمايد « اللهم الّا ان يكون مستنده بعض النصوص الواردة فى الارتداد المشبهة له بالطلاق « 2 » » حاصل فرمايش اخيرى را كه به عنوان « اللهم الا ان يقال » ذكر كرده است اين است كه شايد بتوان گفت مستند قول به تنصيف مهر بعضى از روايات بحث ارتداد أحد الزوجين باشد كه در آنها اين تعبير آمده بود كه « بانت منه امرأته كما تبين المطلقه ثلاثاً « 3 » » ما درباره تعبيرى كه در روايات باب ارتداد آمده است بيانى داشتيم كه ذكر آن همراه با اشكالات ديگرى كه بيان خواهيم كرد ، توجيه صاحب جواهر براى مستند قول به تنصيف مهر را رد خواهد كرد .

3 - عدم دلالت تعبير وارد در روايات بحث ارتداد ، بر تنصيف مهر در صورت اسلام زوج

1 - قبلًا گفتيم كه مراد از تشبيه « ارتداد » به « طلاق ثلاثاً » تشبيه من جميع الجهات نيست بلكه تنظير فقط از اين ناحيه است كه بينونت و انقطاعى كه به واسطه ارتداد حاصل مىشود نظير بينونت در محرمات ابدى كه به هيچ وجهى قابل برگشت نيست و همچنين مانند بينونت موقتى كه در بعضى موارد مثل ممنوعيت از مبيت شبانه براى زوجى كه همسر او مسلمان شده است نمىباشد بلكه بينونت در ارتداد همانند بينونت حاصل به واسطه طلاق است كه با عقد جديد و البته به شرط اسلام قابل رجوع است . 2 - بر فرض قبول اينكه تشبيه « ارتداد » به « طلاق » همه جانبه است و در ارتداد قبل از دخول ، مهريه تنصيف مىشود ، و ليكن محل بحث ما اسلام زوج است كه
هامش
( 1 ) - جواهر الكلام 30 / 76 ( 2 ) - جواهر الكلام 30 / 76 . ( 3 ) - الوسائل ، الباب 6 : من ابواب موانع الارث ، الحديث 4 من كتاب المواريث .