تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 5480

مساهمون:

ص٥٤٨٠
فأسلمن معه فأمره النبى صلى الله عليه و آله ان يتخيّر أربعاً منهنّ ، طريق معروف اين روايت به عبد الله بن عمر بر مىگردد . اما طريق ديگر از محمد بن سويد الثقفى « ان غيلان بن سلمة أسلم و عنده عشر نسوة » . مسند احمد هم آن طور كه نقل كرده‌اند - من مسند احمد را نداشتم - او هم چون روايات عبد الله بن عمر را جمع‌آورى كرده ، اين روايت را از ابن عمر نقل كرده است . اما بايد مراجعه نمود و ديد آيا روايت محمد بن سويد ثقفى هم در مسند احمد آمده است يا نه ؟ آنچه از مسند احمد نقل شده است اين است كه عن ابن عمر قال : أسلم غيلان بن سلمة الثقفى و تحته عشر نسوة فى الجاهلية فأسلمن معه فأمر النبى صلى الله عليه و آله ان يختار منهن أربعاً . در سنن ابن ماجه از قيس بن الحارث نقل مىكند قال : أسلمت و عندي ثمان نسوة فأتيت النبى صلى الله عليه و آله فقلت ذلك له فقال : اختر منهنّ أربعاً . اين روايت سنن ابن ماجه را در « اسد الغابه » و كتب ديگر از قيس بن الحارث الاسدى نقل كرده‌اند و گفته‌اند أسدى است چون عنوان قيس بن الحارث متعدد است اما قيس بن الحارث كه محل كلام است أسدى است . اين مطلبى است كه سنىها نقل كرده‌اند . ولى شيخ كه در خلاف روايت را نقل مىكند فقره « و أسلمن معه » را نقل مىكند . در حدائق اشكال مىكند و مىگويد : اين روايت كه تنها مشتمل بر اسلام مرد است ولى زن‌ها بر كفرشان باقى مانده‌اند بر محل كلام كه مرد مىتواند چهار زن را انتخاب كند منطبق نيست ، به خاطر اينكه روايات خاصه - كه بعداً آنها را مىخوانيم - در جايى است كه زن‌ها هم مسلمان شده باشند و مورد بحث ، خصوص صورت بقاء زنان بر كفرشان است . البته به نظر ما موضوع بحث اعم است ، لكن ايشان مورد بحث را خصوص بقاء زن‌ها بر كفر گرفته و مىگويد اين روايت دليل نيست . مگر اينكه به همين روايات عامى تمسك كنيم كه در آنها استفصال نشده است . لكن اين