روايات عامى است و ما از نظر سند اينها را قبول نمىكنيم « 1 » . ايشان مسلم گرفته كه روايات عاميّه فقره « أسلمن معه » را دارا نيست ، با آنكه روايات عاميه طبق نقلهايى كه اينها كردهاند و در كتب صحاح و غير صحاح خود نقل كردهاند و كتب غير صحاح هم منحصر به جامع ترمذى نيست ، أسد الغابه هم كه از جامع ترمذى نقل مىكند فقره « أسلمن معه » را دارد . بنابراين بايد بحث شود كه اگر زنها به كفر باقى ماندند و اسلام نياوردند آيا حكم به تخيير بين الاربع باقى است يا نه ؟
روايات مسأله نزد خاصه « 2 »
روايت اول : اين روايت در كافى و تهذيب نقل شده است .
در كافى محمد بن يحيى عن محمد بن الحسين دارد مراد محمد بن يحيى العطار است .
در تهذيب از محمد بن أحمد بن يحيى صاحب نوادر الحكمة نقل مىكند .
ظاهرش اين است كه از كتاب نوادر الحكمة نقل مىكند . به هر حال [ محمد بن يحيى العطار و محمد بن أحمد بن يحيى ] هر دو از محمد بن الحسين كه ابن الخطاب است نقل مىكنند . عن محمد بن عبد الله بن هلال عن عقبة بن خالد ، در تهذيب يك اشتباهى رخ داده و آن اينكه بن هلال در قبل و بعد از عقبه ذكر شده و محمد بن عبد الله بن هلال عن عقبة بن هلال بن خالد گفته شده كه « بن هلال » بعد از عقبه سهو است و چنين شخصى أصلًا نداريم . عقبه بن خالد است كه محمد بن عبد الله بن هلال از او روايت نقل مىكند و در سند روايات ديگر هم هست . در كافى بدون « بن هلال » دوم نقل شده و تعبير عقبه بن خالد در او آمده كه صحيح است .
عن عقبة بن خالد عن ابى عبد الله عليه السلام فى مجوسى [ در تهذيب فى رجل مجوسى دارد ] أسلم و له سبع نسوة و أسلمن معه كيف يصنع قال يمسك أربعاً و يطلق ثلاثاً « 3 » [ در اين عبارت دو احتمال است . يكى يُطلق ثلاثاً از باب افعال يعنى رها كند سه زن را . و
هامش
( 1 ) - الحدائق الناضرة .
( 2 ) - جامع الاحاديث 25 / 651 ، باب 4 من ابواب عدد ما يحل تزويجه ، حديث 4 - 1 .
( 3 ) - وسائل الشيعة 20 / 524 ، باب 6 من ابواب ما يحرم باستيفاء العدد ، حديث 1 .