ديگرى يطلق ثلاثاً از باب تفعيل . اگر از باب تفعيل باشد مراد تطليق لغوى است نه طلاق اصطلاحى . و به احتمال قوى يُطلق از باب افعال درست است . به هر حال چهار تا را امساك مىكند و سه تا را رها مىكند ] .
روايت دوم : الجعفريات
باسناده عن على عليه السلام فى الرجل يكون له أكثر من أربع نسوة [ در مستدرك كلمه « فى الشرك » را اضافه دارد ، لكن در جعفرياتى كه در دست ما هست قيد « فى الشرك » را ندارد . گويا در نسخه صاحب مستدرك « فى الشرك » بوده است .
به هر حال در حال شرك بيش از چهار زن داشته است ] و يسلم و يسلمن [ نكته قابل ذكر اين است كه در برخى كتب آمده است كه بين يهود و نصارى و مسلمين در مسأله ازدواج فرقى هست . در مذهب يهود ازدواج حدى ندارد و عدد معتبر نيست .
در مذهب نصارى بيش از يك زن نمىتوان گرفت . ولى در اسلام يك حالت بين بين و اعتدال هست . حال اگر اين مطلب درست باشد معلوم مىشود كه آن رجل نصرانى نبوده است ، چون بيش از چهار زن در اين روايت فرض شده پس آن شخص بايد يهودى باشد ] أو يكون عنده اختين [ أختان ظ ] و يسلم فتسلمان [ و در اسلام جمع بين اختين جايز نيست ولى در قبل ، جاير بوده است « 1 » . مجوسىها جمع بين أختين را جايز مىدانند يا بگوييم كه بالرضاع اختين شده باشند كه اين فرض را مذاهب ديگر هم حكمى بر آن قائل نيستند . ]
قال : يختار فيهنّ أربعاً الاولى فالاولى [ ببيند كدام يك از اينها را زودتر با آنها ازدواج كرده است آنها ( اوائل بر أواخر ) در انتخاب تقدم دارند . ] و أما الاختان فالاولى منهما امرأة [ در مورد اختين هم هر كدام قبلًا با او ازدواج كرده بود حق تقدم دارد . ]
روايت سوم : الدعائم
عن على عليه السلام انه قال فى المشرك يسلم [ در روايت جعفريات طبق
هامش
( 1 ) - نگارنده گويد : در ذيل آيات محرمات و محللات نكاح ( نساء 25 - 22 ) چنين آمده است :يُرِيدُ اللَّهُ لِيُبَيِّنَ لَكُمْ وَ يَهْدِيَكُمْ سُنَنَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ وَ يَتُوبَ عَلَيْكُمْ وَ اللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ( نساء / 26 ) از اين آيه استفاده مىشود كه اين احكام از جمله حرمت جمع بين أختين در قبل از اسلام نيز بوده است . پس اگر در غير اسلام جواز جمع بين أختين مشاهده شود على القاعده بايد از سنخ تحريفات واقع شده در اديان سابق باشد .