سير شدن طفل بيان كرده - سه احتمال وجود دارد :
اول : سير شدن را با صدق عرفى رضعه يكى بدانند يعنى اصحاب ، صدق عرفى را معيار دانسته ، نظر عرف را به سير شدن تفسير نمودهاند .
دوم : صدق عرفى رضعه را قول عامه دانسته كه ابتدا ذكر كرده - چون قول مشتهر عامه در آن زمان صدق عرفى بوده - و بعد مختار خود و قول اماميه را كه سير شدن است ذكر نموده است .
سوم : كه مىگويند : « معيار صدق عرفى رضعه است هر چند كامل نباشد » شيخ مىگويد : « فهم عرف از رضعه ، رضعه كامل است يعنى رضعهاى كه موجب سير شدن بچه شود » .
اما در همين دوره در كتب ديگر فقها مثل هدايه و مقنع صدوق ، مقنعه مفيد ، نهاية شيخ و مهذّب ابن برّاج و مراسم سلّار ، صحبتى از كامل بودن رضعه نيست .
ولى علماى بعد ، نوعاً مسأله را متذكر شده و عدهاى دعواى اجماع يا نفى خلاف و امثال آن كردهاند و تنها عدّه بسيار كمى - مثل قطب راوندى در فقه القرآن - متذكر اين مسأله نشدهاند .
ب ) بررسى دليل اعتبار كمال در تعداد رضعه محرّم :
دليل اول : تبادر عرفى
اگر بگويند بايد طفل ده دفعه شير بخورد متبادر عرفى در اين موارد به تناسبات حكم و موضوع اين است كه بايد رضعات كامل باشد و اگر بعضى از آنها ناقص بود حساب نمىشود . همانطور كه اگر بگويند بايد به ده نفر اطعام نمود ، اطعام كامل متبادر مىشود ، و اينكه مراد از رضعه ، رضعه كامل و سير شدن است قابل انكار نيست و بسيار مستبعد است كه شارع مسمّاى رضعه و مطلق شير دادن را ميزان قرار داده باشد .
به خصوص كه از روايات استفاده مىشود كه اصل در رضاى محرّم انبات لحم و اشتداد عظم است و چون نوعاً در بعضى از مراتب عدد ، اين اثر محقّق مىشود