تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 4807

مساهمون:

ص٤٨٠٧
پس مرحوم شيخ رحمه الله بر خلاف محقق رحمه الله و علامه رحمه الله ، رجوع به عرف را قبول ننموده است .

معيار در كامل يا ناقص بودن رضعه

فلو التقم الثدى ثم لفظه و عاود كه به دو گونه است فان كان اعرض اولًا فهى رضعة چون كه ديگر احتياج نداشته و سير شده بود و ان كان لا نيّة الاعراض كالنفس براى تنفس كردن يا سرفه نمودن او الالتفات الى ملاعب به شخصى كه بازيگرى مىكند يا به ادوات بازى « 1 » توجه نموده او الانتقال من ثدى الى آخر كان الكل رضعة واحدة مثل شخصى كه در وسط غذا خوردن ، آب مىخورد يا درب خانه را باز مىكند و . . . كه همه عرفاً يك مرتبه شمرده مىشود . ولى اگر طفل را قبل از كامل شدن رضعه ، جدا كردند اين رضعه ناقص است و حتى اگر چند رضعه ناقص هم به طفل شير داده شود هيچ‌كدام رضعه جداگانه محسوب نمىشود و حتى با انضمام به يكديگر هم يك رضعه كامل پديد نمىآورد . « 2 » چند بحث باقى مىماند يكى دليل اصل شرطيت كمال الرضعه و همچنين تفسير كمال الرضعه كه ببينيم از روايات چه استفاده‌اى مىشود و بحث ديگرى كه آيا اين شرط كمال الرضعه فقط در ملاك عدد معتبر است و يا اينكه هم در ملاك عدد و هم در ملاك زمان معتبر است ؟ « * و السلام * »
هامش
( 1 ) - بضم الميم ( ملاعب ) او فتحها ( 2 ) - استاد فرموده‌اند : در اين كلام صاحب كشف اللثام ترديد دارد ولى با مراجعه به كشف اللثام ج 7 ، ص 139 ، چنين ترديدى مشاهده نشد بلكه ايشان هم رضعات ناقص و انضمام آنها به هم را سبب پديد آمدن رضعه كامله نمىداند در صورتى كه طول فصل وجود داشته باشد ولى اگر طول فصل نبود آن را در عداد رضعات كامله به صورت انضمامى مىداند . قال فيه : و لو منع من الارتضاع قبل استكماله لم تحتسب لا بالتلفيق الّا فى الصورة التى ذكرناها .