ثانياً : در مورد مقبوله عمر بن حنظله و امر به اخذ مشهور بين اصحاب نيز اينكه صاحب مدارك به مشهور عمل نكرده و روايات را متعارض دانسته است ، چند وجه مىتواند داشته باشد . يكى اينكه همانطورى كه مىدانيم مبناى صاحب مدارك در اخذ به احاديث مبناى خاصى است و به هر چيزى عمل نمىكند ( بلكه بايد روايت صحيح اعلائى باشد ) و در مورد روايت عمر بن حنظله توثيق صريحى در كلمات نيامده است و صرفاً عمل مشهور بر طبق آن است و لذا شايد صاحب مدارك به آن عمل نمىكند .
ديگر اينكه ، بر فرض قبول كنيم كه صاحب مدارك روايت عمر بن حنظله را معتبر دانسته و به آن عمل مىكند . در روايت عمر بن حنظله مرجحات به ترتيب ذكر شدهاند ، ابتدا امام ( عليه السلام ) مرجحات راوى مثل اوثقيت ، اصدقيت ، افقهيت راوى را ذكر نمودهاند آنگاه شهرت و پس از آن موافقت كتاب و بعد مخالفت عامه و در نهايت هر كدام كه ميل به آن بيشتر است را جزء مرجحات قرار دادهاند . در ما نحن فيه نيز روايتى كه يك شبانه روز را معيار قرار داده است روايت زياد بن سوقه است كه به خاطر وجود عمار ساباطى فطحى در طريق آن موثقه است ولى در مقابل روايت علاء بن رزين كه معيار را يك سال ذكر نموده است صحيح مىباشد يعنى روات آن ثقه عدل مىباشند ، لذا از اين جهت شايد صاحب مدارك آن را مقدم دانسته است .
حاصل اينكه ، با توجه به مجموع دفاعياتى كه از مرحوم صاحب مدارك كرديم ، قول صاحب حدائق به اين كه ايشان مرتكب تناقض يا غفلت از مبانى خود شده است ، تمام نمىباشد .
ب ) اشكال مرحوم نراقى به دلالت موثقه زياد بن سوقه
مرحوم نراقى صاحب « مستند الشيعة » اشكال از جهت دلالت بر موثقه زياد بن سوقه نموده است كه حاصل آن اشكال اين است كه ايشان مىفرمايند در روايت تعبيرى كه آمده است تعبير « اقل من رضاع يوم و ليلة او خمس عشرة رضعة » است ، آنچه