بحث در اين باره سخن خواهيم گفت ولى فعلًا حرف ما اين است كه عمل صاحب مدارك در برخورد با اجماعات متناقض نيست .
2 - اشكال دوم صاحب حدائق اين بود كه مىفرمود : سيره عقلا بر اين است كه فتواى هر صاحب مذهبى را بر اساس هر آنچه مشهور بين پيروان آن مذهب است ، دانسته و بر طبق همان مشهور عمل مىكنند ، مثلًا فتواى ابو حنيفه را از شهرتى كه بين حنفيين وجود دارد مىفهميم و در محل كلام نيز از اينكه مشهور بين اصحاب اماميه قول يك شبانه روز مىباشد مىفهميم كه ائمه اطهار ( عليهم السلام ) نيز همان را فرمودهاند و لذا خبرى را كه در مقابل اين شهرت باشد را بايد طرح كنيم . علاوه بر اين سيره عقلائيه روايات علاجيه كه در آنها « خذ بما اشتهر بين اصحابك و دع الشاذ النادر » آمده است نيز دلالت بر وجوب اخذ به مشهور مىكند . لذا نمىتوان به دو خبر صدوق ( رحمه الله ) عمل كرد .
اين اشكال نيز از چند جهت قابل دفع است :
اولًا : آن سيره عقلائيه كه ايشان ادعا فرمودند كه عقلاء آراء اشخاص را به وسيله اشتهار بين اصحاب آنها اخذ مىكنند ، در جائى است كه مخالفى در مسأله وجود نداشته باشد در همان مثال ايشان اگر كسى در مقابل مشهور كه ادعاى فتواى ابو حنيفه را مىكنند ، چنين اظهار داشت كه فتواى ابو حنيفه غير از اين است ، اين طور نيست كه در اين صورت نيز عقلاء بدون توجه به اين نظر مخالف ، تنها به آنچه مشهور مىگويند عمل مىكنند و نظريه مخالف را ردّ نمايند بلكه در اين گونه موارد عقلاء در صدد تحقيق برآمده و به مجرد حرف مشهور ترتيب اثر نمىدهند . و به عبارت ديگر اين طور نيست كه در اين موارد قول مشهور به عنوان ظن خاص كه دليل مخصوصى بر اعتبار آن وجود دارد حجت باشد . بلكه آنها براى صحت حرف مشهور تحقيق مىنمايند مگر اينكه مقدمات انسداد مطرح شود و از باب ظن مطلق و انسداد عمل كنند . پس قياس محل كلام ما با آن سيره عقلائيه مع الفارق است .
كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 4794
مساهمون: السيد موسى الشبيري الزنجاني
ص٤٧٩٤