نسبت اين دو روايت عموم و خصوص نيست بلكه تباين است زيرا اگر چنين بود كه يكى مىگفت پانزده رضعه مطلق كافى است و ديگرى مىگفت ده رضعه متوالى هم كافى است . ما تخصيص مىزديم خبر اول را و مىگفتيم پانزده رضعه مطلق كافى است ، ولى ده رضعه در صورت توالى كافى است . ولى ظاهر روايت ده رضعه ، انحصار نشر حرمت در متوالى بودن رضعات است كه اگر متوالى نباشد ، اصلًا نشر حرمت نمىكند حتى اگر 15 رضعه يا 20 رضعه يا بيشتر هم شود ، پس نسبت اصلًا تباين است .
بازگشت به حديث فضيل :
قبلًا يادم رفت و حالا مطرح مىكنم ، از جمله اشكالات به صحيحه فضيل كه شيخ مطرح كردهاند اين بود كه
اولًا : مفادش خلاف اجماع است زيرا منحصر مىكند نشر حرمت را به رضاع زنى كه مجبوره است يا كنيز است يا اجير شده ، پس اگر زنى تبرّعاً شير دهد ، كافى نيست
و ثانياً : قيد « يروى و ينام » نيز طبق اين روايت معتبر است در حالى كه خلاف اجماع مىباشد كما اينكه شهيد ثانى و ديگران گفتهاند .
آقاى خويى از اشكال اول جواب دادهاند كه روايت نظرى به نفى رضاع زن متبرعه ندارد بلكه مىخواهد - به خلاف قول عامّه كه مطلق رضاع را كافى مىدانند - بفرمايند كه استمرار شير دادن به نحو عرفى لازم است لهذا دايه و مستأجره را بيان مىنمايد ، زيرا اينها استمرار در ارضاع دارند و لهذا ايشان ترجيح مىدهند كه تعبير روايت مجبوره نباشد بلكه مخبوره باشد كه دال بر كثرت است . و اما اشكال قيد « يروى و ينام » را انوار الفقاهه و ديگران چنين جواب دادهاند كه كنايه از شير خوردن سير است ، زيرا غالباً بچه كه شير را سير مىخورد به دنبالش مىخوابد ، پس خواب موضوعيتى ندارد . و اما جواب آقاى خويى ، ظاهراً درست نيست ؛ زيرا بنابر قول ايشان خود اين روايت فى حد نفسها دلالت دارد بر اينكه اين اصناف ثلاثه از زنان