با توجه به اينكه مطلب روشن است و حتى آقايان نظر سيد را واضح البطلان گرفتهاند ، به نظر نمىرسد كه مرحوم سيد مطلب واضحى چون اين مطلب را مورد غفلت قرار داده باشد ، از اين رو به نظر ما مراد سيد چنين صورتى است كه مشهود به حقيقت « عقد صحيح يا زوجيت » نيست بلكه چيزى است كه معمولًا مشهود است و آن اصل وقوع عقد است . « 1 »
به نظر ما در فرض مورد بحث اگر مثبت اصالة الصحة را حجت ندانيم ، هر دو اصل جارى مىشود و با هم تساقط مىكنند و هيچكدام بر ديگرى ترجيح ندارند » .
4 ) تذكر يك نكته :
بحثى كه در خاتمه يادآورى آن لازم است اين است كه آقايان مطلبى را توضيح ندادهاند و آن اينكه پس از تعارض دو اصل با يكديگر ، حكم به صحت اجمالى يكى از عقدها مىكنيم و مىگوييم : فى الجمله يكى از اين دو خواهر همسر اين مرد است .
تا نفى ثالث شود . آثار مشترك اين دو بيّنه را كه حجيت احدهما هست مىتوانيم مترتب كنيم . اگر دختر و مادر بودند هر دو اصل با هم تعارض مىكنند ولى در يك جهت با هم مشتركند و آن اينكه مادر بزرگ را نمىتوان عقد كرد چون چه دختر معقوده باشد چه مادر وى ، در هر حال مادر مادر حرمت ابدى پيدا كرده است .
خلاصه آثارى كه دو اصل مشتركاً ثابت مىكنند ، مىتوانيم مترتب كنيم .
در جلسات آينده بررسى حكم مسأله را ادامه خواهيم داد . ان شاء الله .
« * و السلام * »
هامش
( 1 ) ( توضيح بيشتر ) يا اگر شهادت وى هم به عقد صحيح باشد به علت غير محسوس بودن شرايط صحت عقد ، از اعتبار لازم برخوردار نيست .