ولى به نظر ما - چنانچه قبلًا هم گفتهايم - اين تقريب تمام نيست زيرا گاهى شهادت به دو شهادت مستقل بر مىگردد از اينرو به وسيلهء شهادت ، نفى ثالث مىشود مثلًا بيّنه كه شهادت بر اعلميت زيد مىدهد اگر از او بپرسند كه اگر مستند تو در شهادت به اعلميت زيد از تو گرفته شود و بفهمى در شهادت به اعلميت زيد اشتباه كردهاى آيا بازهم نفى اعلميت بكر و خالد را مىكنى ؟ بگويد : بله پس شهادت او به دو شهادت بر مىگردد يكى به اعلميت زيد و يكى به نفى اعلميت عمرو و بكر و خالد و شهادت دوم مستقل از شهادت اول است .
ولى گاهى شهادت بيّنه به دو شهادت بر نمىگردد يعنى اگر از او بپرسند اگر شما در اعلميت زيد اشتباه كرده باشيد نسبت به اعلميت عمرو و بكر و خالد چه مىگوييد ؟ بگويد : من نفى اعلميت عمرو يا بكر يا خالد را نمىخواهم بكنم . من فقط نظرم به اعلميت زيد بود حالا كه معلوم شد اشتباه كردهام نسبت به اعلميت بقيه ساكت هستم .
در فرض دوم همانطور كه مدلول التزامى در أصل دلالت تابع مدلول مطابقى است در حجيّت نيز تابع آن خواهد بود . بنابراين در همهء موارد تعارض بينتين حكم به نفى ثالث نمىتوان كرد مگر آنكه شهادت بيّنه به مدلول التزامى شهادت مستقل باشد و برگشت شهادت به دو شهادت باشد .
تقريب استاد دام ظله براى نفى ثالث مبناى حجيت اجمالى يكى از دو بيّنه لا على التعيين
تقريب ديگرى براى نفى ثالث هست كه ما آن را تمام مىدانيم و در اين تقريب تفصيل بين موارد نيز نيست و آن اينكه علت اينكه بيّنه حجت شده است جهت كاشفيّت آن است . نادر است كه دو عادل بر خلاف واقع شهادت بدهند و تعمّد بر كذب داشته باشند يا اشتباه كرده باشند . حال اگر دو بيّنهء متعارض قائم شدند اجمالًا مىفهميم كه يكى از اين دو بيّنه مرتكب خلاف شده است يا عمداً يا اشتباهاً . و