معناى دوم : با توجه به اشكالى كه به معناى اول وارد شده است معناى اين جمله اين است كه اشتراط خيار در صداق صحيح است اما در أصل عقد صحيح نيست لكن اگر اشتراط خيار در أصل عقد كرد اين شرط موجب افساد عقد نمىشود . پس ضمير « لا يفسد به العقد » به اشتراط خيار در عقد بر مىگردد كه از مفهوم « خاصةً » استفاده مىشود .
به هر حال كلام مرحوم محقق اجمال دارد و دو جور معنا شده است .
لكن به نظر مىرسد كه همان احتمال اول مراد مرحوم محقق است زيرا اين عبارت در مبسوط شيخ طوسى و مهذب ابن براج و تذكرهء علامه هست ، هر سه اين تعبير را دارند با آنكه شرط فاسد را مفسد عقد مىدانند پس معلوم مىشود مرادشان اين است كه اگر شرط خيار در باب مهر بشود صحيح است و فاسد نيست تا موجب فساد عقد بشود . بنابراين محقق حلّى عبارت را از ديگران گرفته است .
عبارت شيخ در مبسوط چنين است : « و إن كان فى الصداق وحده كان بحسب ما شرط و لا يَبطُلُ النكاحُ » يا « و لا يُبطل النكاح » عبارت مهذّب ابن برّاج نيز همينطور است .
عبارت تذكره نيز چنين است : « يصح اشتراط الخيار فى الصداق خاصة و لا يفسد العقد » سپس مرحوم محقق حلّى در اينجا همان كلام مشهور را مىخواهد بفرمايد ، و آن اينكه شرط صحيح است و عقد را باطل نمىكند و مثل شرط خيار در عقد نيست كه فاسد است و عقد را باطل مىكند هر چند محقق در باب مهر ترديد دارد لكن اينجا اشاره به كلام مشهور دارد . ادامه بحث در جلسه آتى ان شاء الله . « * و السلام * »
كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 3599
مساهمون: السيد موسى الشبيري الزنجاني
ص٣٥٩٩