تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 3569

مساهمون:

ص٣٥٦٩

3 ) كلام مرحوم آقاى خويى و نقد استاد مد ظله :

مرحوم آقاى خويى براى عدم صحت نكاح حمل بيانى دارند كه بسيار تعجب‌انگيز و اصلًا تقريب فرمايش ايشان نيز دشوار است . ايشان مىفرمايند موضوع ادلّه نكاح عنوانى است كه صلاحيت انطباق بر حمل را ندارد . نه اينكه آن موضوع نسبت به حمل انصراف داشته باشد ، چنان كه مرحوم سيد مىفرمود . انصراف در جايى است كه موضوع صلاحيت انطباق بر موضوع منصرف عنه را فى حدّ ذاته دارد و ليكن ذهن انسان بر اساس تناسبات و ارتكازات خاصى آن موضوع را بر آن مصداق تطبيق نمىكند ، مثل اينكه مىگويند لفظ « رجل » از مردى كه داراى دو سر است منصرف است ولى هيچ‌گاه گفته نمىشود كه لفظ « رجل » از زن منصرف است ، چون عنوان رجل صلاحيت انطباق بر زن را ندارد . در محل كلام نيز مرحوم آقاى خويى مىفرمايند ، موضوع ادله نكاح « انسان » است حال وى مرد باشد يا زن ، كوچك باشد يا بزرگ ، عبد باشد يا امه ، اما در مورد حمل « انسان » صدق نمىكند .

4 ) كلام مرحوم آقاى حكيم :

مرحوم آقاى حكيم در مورد وجه عدم صحت نكاح حمل و در توضيح كلام سيد رحمه الله مىفرمايند على القاعدة مراد مرحوم سيد از اينكه موضوع ادله از حمل انصراف دارد در مورد حملى است كه به او ولوج روح شده باشد و الّا حملى كه ولوج روح در او نشده است و جمادى بيشتر نيست بحث انصراف موضوع دليل يا عدم انصراف ، در مورد او بىمعنا است . سپس ايشان دليل ديگرى علاوه بر مسأله انصراف ، براى عدم صحت نكاح حمل را ذكر فرموده‌اند ، و آن عبارت از اين است كه مىفرمايند اگر قرار باشد عقد حمل صحيح باشد ، ولىّ او است كه متولى اجراى عقد خواهد بود . در حالى كه ولايتى براى ولىّ بر حمل نسبت به مسأله ازدواج ثابت نشده است ( و لو اينكه نسبت به امور ديگرى مثل ولايت بر قبول گفتن از ناحيه حمل در مورد وصيت