تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 3550

مساهمون:

ص٣٥٥٠
كدام ادعاى طرف مقابل را ردّ نمىكنند و مدعى و منكرى مطرح نيست بلكه هر يك تنها از نيت خود خبر مىدهند و اين دو نيت با يكديگر متطابق نيست پس طبق قواعد اوليه عقد باطل است و طبق روايت فيه تفصيل و هيچ كدام از اصحاب در اين فرع قائل به تحالف نشده‌اند و فرع اول مجراى تحالف است و هيچ مخالفى هم بر آن ذكر نشده و هيچ كس قائل به بطلان يا تمسك به صحيحه ابو عبيده نشده است . خلاصه مرحوم سيد در اين مسأله حكم و اقوال اين دو فرع را با يكديگر خلط كرده است .

نقد استاد مد ظلّه بر كلام مرحوم آيت الله خويى رحمه الله :

در جلسهء ديروز كلام ايشان را پذيرفتيم . لكن با مراجعه به كلمات علماء روشن مىشود كه اين فرمايش مخدوش است ، يعنى در همان فرع اول گروهى از علماء - طبق قاعده - قائل به تحالف شده است و جماعتى نيز بر اساس روايت گفته‌اند كه در صورت رؤيت ، القول قول الاب و در صورت عدم رؤيت عقد باطل است . شاهد اول : فقهاء بعد از محقق نوعاً اين مسأله را چنين طرح مىكنند : « اذا كان للزوج عدة بنات فزوج واحدة و لم يسمّها عند العقد لكن قصدها بالنية و اختلفا فى المعقود عليها » ( شرايع ) يعنى اصل تحقق عقد را مسلّم فرض كرده‌اند و اختلافشان در معقود عليها است . پس منظورشان فرع دوم نيست چون اگر بين ايجاب و قبول تطابق نباشد عقد و توافق طرفين محقق نشده تا در معقود عليها اختلاف كنند و در همين فرع روايت ابى عبيده را مطرح كرده‌اند . شاهد دوم : فقهاء قبل از محقق نوعاً مىگويند اگر شوهر دخترها را ديده باشد « القول قول الاب » يعنى اختلاف شده كه كدام يك درست مىگويند ، اين فقهاء مىگويند اگر شوهر ، دخترها را ديده ، القول قول الاب يعنى حق با پدر است مثلًا عقد روى فاطمه واقع شده است . و الا عقد باطل است : « اذا كان الرجل عدة بنات ، فعقد لرجل على واحدة منهنّ و لم يسمّها بعينها ، لا للزوج و لا للشهود ، فان كان الزوج قد رآهنّ كلّهن ،