تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 3531

مساهمون:

ص٣٥٣١

اشكال استاد مد ظلّه بر كلام شيخ و علامه :

اما اينكه در مبسوط و تذكره و در كلمات قبلىها و سنىهاست كه : هر عنوان ثابت باشد به آن اخذ مىشود و عنوان غير ثابت مثل تسميه و امثال آن ملغا مىشود ، محل اشكال است . چه ملازمه‌اى است كه اشتباه حتماً در تسميه و عنوانهاى غير ثابت است و در عنوانهاى ثابت اشتباه نيست . چه بسا اشتباه در همين صفات ثابته باشد مخصوصاً اگر عاقد غير از پدر و امثال او باشد كه مثلًا نداند كوچك و بزرگ كدام از آنهاست و در همين‌ها هم اشتباه پيش مىآيد و هيچ‌كدام از عناوين ثابته بر غير ثابته ترجيح و اولويتى ندارند و اين گونه نيست كه بگوييم در اوصاف ثابته اشتباه خيلى كم اتفاق مىافتد و يا حكم نادر دارد و بايد اين اشتباه نادر الغاء شود اما در اوصاف غير ثابت اشتباه بسيار زياد پيش مىآيد . نتيجهء بحث : حكم و كبراى كلى كه بايد مقصود را اخذ كرد و غير مقصود را كنار گذاشت مطلب صحيحى است اما از جهت صغرى ثابت و غير ثابت بودن دليل نيست بلكه بايد با قرائن مشخص شود كه كداميك مراد بوده و اگر ثابت نشد بايد سراغ قرعه رفت ، مثل ساير موارد .

اشكال استاد مد ظلّه بر كلام مرحوم سيد رحمه الله :

مناقشه‌اى بر كلام مرحوم سيد هست كه بعضى محشين هم همين ايراد را كرده‌اند و آن اين كه : گويا مرحوم سيد ميزان در مقصود نبودن را تأخير در ذكر مىدانند يعنى هر كدام اول ذكر شد ، آن مقصود است و آنكه مؤخر ذكر شد ، مقصود نبوده ، الغاء مىشود . درحالىكه اين مسأله به هيچ وجه كليت ندارد كه هر كدام مقدم ذكر شد هو المقصود و مؤخر باطل است . به عبارت ديگر اصل كبرى مسأله را ما قبول داريم كه