تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 3516

مساهمون:

ص٣٥١٦
در اين صورت نيز عقد صحيح است هر چند معاهده‌اى قبلى نباشد ، چون مقصود متعاقدين معين بوده و با يكديگر متطابق است هر چند يكى از اينها در اسم اين شخص اشتباه كرده يا هيچ كدام اشتباه نكرده‌اند بلكه فقط خيال مىكرده‌اند كه ديگرى در اسمش اشتباه مىكند . از طرف ديگر اين كه اسمش فاطمه يا ام كلثوم باشد در مقصود آنها از ازدواج دخالتى ندارد و چنين نيست كه ارادهء آنها بر ازدواج با اين شخص منحصر به صورتى باشد كه اسمش فاطمه يا ام كلثوم باشد . به بيانى ديگر : مقصود اصلى آنها از ازدواج تطابق دارند و اين امر را هر دو نيز مىدانند فقط در يك مطلب اضافى كه هر كدام ابراز مىكنند اختلاف دارند . اين فرض از كلام مرحوم سيد خارج است چون تطابق آنها اتفاقى نيست و صحت عقد در اين فرض روشن است . فرض دوّم : مقصود طرفين از زوج و زوجه فرد معينى بوده با يكديگر تطابق هم دارد ليكن اين امر براى هر كدام مشكوك است يعنى قابل نمىداند كسى كه نكاحش را قبول مىكند همان فردى است كه موجب عقد نكاح او را انشاء كرده است يا خير ؟ مثلًا يكى او را به نام فاطمه مىشناسد و ديگرى اسم او را ام كلثوم مىداند ، اگر شخص مورد نكاح را حاضر كنند هر دو خواهند گفت كه مقصود ما همين شخص است . ليكن خودشان نمىدانند آيا مقصود هر دو يك نفر است يا خير ؟ و در اسمش نيز اختلاف نظر دارند و اين امر براى آنها اهميتى هم ندارد . مثال ديگر : پدرى مىخواهد « دختر بزرگش » را به عقد پسرى درآورد ، زوج مىخواهد با ، باسوادترين دختر اين مرد ازدواج كند ، و در لوح واقع اعلم دخترهاى اين مرد بزرگترين آنهاست ، پس مقصود واقعى اينها با يكديگر منطبق است ليكن اين تطابق براى آنها مشكوك است ، در اين مثال هر چند « دختر بزرگ بودن » براى پدر دختر و همچنين « اعلم بودن » براى زوج اهميتى دارد ولى هر دو جهت در يك فرد منطبق بوده و هيچ كدام خيالى نيست ، و از آنجا كه مقصود واقعى زوج و ولى