تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 3512

مساهمون:

ص٣٥١٢

18 / 10 / 1380 سه‌شنبه درس شمارهء ( 377 ) كتاب النكاح / سال چهارم

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ

خلاصهء درس قبل و اين جلسه :

در اين جلسه به بررسى دو فرع مىپردازيم : فرع اول : اگر متعاقدين ازدواج با فرد معينى را قصد كنند لكن در هنگام عقد نكاح احراز نكرده‌اند كه ايجاب و قبول مطابق است ولى تطابق واقعى داشته باشد در اين صورت عقد صحيح است خواه با معاهدهء قبلى باشد يا خير ، در اين جلسه اين مسأله را با بررسى كلام مرحوم آقاى بروجردى و مرحوم آقاى خويى به طور مستوفى بررسى خواهيم كرد . فرع دوم : اگر متعاقدين هر دو ازدواج با فرد معينى را قصد كنند لكن هر دو يا يكى از آنها نمىداند خارجاً اين فرد چه كسى است ، آيا اين عقد صحيح است ؟ ( به خصوص صورتى كه اصلًا قابل تشخيص هم نباشد ) . * * *

متن عروة :

و كذا [ يبطل ] لو عينا معيناً من غير معاهدة بينهما ، بل من باب الاتفاق صار ما قصده احدهما عين ما قصده الآخر ، و اما لو كان ذلك مع المعاهدة لكن لم يكن هناك دال على ذلك من لفظٍ او قرينة خارجية مفهمة فلا يبعد الصحة و ان كان الاحوط خلافه » . متعاقدين مىخواهند دختر معينى را به عقد پسر معينى درآورند ، اين مسأله دو صورت دارد : صورت اول : لفظى كه روى آن عقد نكاح را انشاء مىكنند مطلق است مانند « زوجتك بنتى » بدون آن كه در لفظ ، بنت را مشخص كنند . صورت دوم : عنوان متعلق نكاح معين است مانند « زوجتك فاطمه » ، در هر صورت سه فرض قابل تصوير است