تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 3509

مساهمون:

ص٣٥٠٩
است . « 1 » علاوه بر آن ، بر فرض كه امكان استمتاع را يكى از شرائط نفوذ و صحت فعليه عقد نكاح بدانيم لازمهء آن اين نيست كه عقد نكاح را به طور كلى باطل بدانيم بلكه ممكن است بگوييم عقد نكاح صحيح است لكن نفوذ آن و حصول علقهء زوجيت بعد از تعيين كلى خواهد بود ، همچنان كه عقد بيع صرف و سلم ، صحيح است لكن تا قبض نشده ملكيت حاصل نمىشود . يا در بيع خيارى بنابر نظر شيخ طوسى رحمه الله تا زمانى كه خيار منقضى نشده ، ملكيت حاصل نمىشود . در نكاح نيز ممكن است بگوييم عقد نكاح بر كلى ، صحت تأهلى دارد و به طور كلى باطل نيست ولى تا كلى را تعيين نكرده ، صحت فعليّه پيدا نكرده و زوجيت محقق نمىشود و در ظرف حصول زوجيت ، امكان استمتاع هم هست . بنابراين ، اين استدلال تذكره نيز دليل بر شرطيت تعيين زوج و زوجه نخواهد بود .

4 ) مخدوش بودن استدلال مرحوم آقاى حكيم :

به نظر ما لزوم معيّن بودن دو طرف عقد نكاح نيز از مطالبى نيست كه آن را از مرتكزات عرف عقلاء بشماريم ، خصوصاً مثال‌هايى كه ايشان مطرح كرده‌اند محل مناقشه است ، زيرا مثلًا مردى كه تازه از دنيا رفته ، عرفاً شوهر زنش محسوب مىشود و عقلاء ابايى ندارند از اينكه او را شوهر وى به حساب آورند . بنابراين ، زوجيت بين آنان - خصوصاً با توجه به بعضى از احكام شرع مثل جواز غسل توسط زوجه - صادق است . البته پس از دفن و گذشت زمان طولانى و تبديل بدن به خاك ، صدق عرفى زوجيت چندان روشن نيست .
هامش
( 1 ) ( توضيح بيشتر ) : و همچنين نظير عقد دائم دختر شيرخوار ، از آنجا كه پس از بزرگ شدن استمتاع از او ممكن مىگردد لذا عقدش در حال كودكى صحيح است .