تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 3467

مساهمون:

ص٣٤٦٧

بررسى نهايى مسأله

به نظر مىرسد ما بايد به نصّ أخذ كنيم و نص از بعضى از فروض مسأله كه دو فرض هذيان و نشو « 1 » باشد انصراف دارد چنانچه عبارات فقهايى كه به نص عمل كرده‌اند از اين دو فرض انصراف دارد . اگر سكر خفيف باشد عقد صحت تأهّلى دارد و با امضاى لاحق تصحيح مىشود . كما عليه المشهور خلافاً للمحقق الكركى و الشهيد الثانى و امثالهما . اگر سكر به حدّ هذيان برسد عقد صحت تأهّلى هم ندارد همانطور كه اگر كسى در خواب ، عقدى را جارى كند اين عقد صحت تأهّلى براى امضاى لاحق ندارد و از نص و كلمات اصحاب اطلاق فهميده نمىشود . بنابراين از كلام شيخ در نهايه اطلاق استفاده نمىشود بلكه كلام او از فرض هذيان منصرف است و تعجب از مرحوم آقاى حكيم است كه عبارت « زوّجت نفسها » در روايت را از فرض هذيان منصرف مىداند « 2 » اما عبارت « اذا عقدت المرأة على نفسها » در كلام شيخ در نهايه را از فرض هذيان منصرف نمىداند و مىفرمايد : « در فرض هذيان ، اجازهء لاحق طبق قاعده آن را تصحيح نمىكند با آنكه ظاهر كلام شيخ ، تصحيح آن است » « 3 » در حالى كه عبارت شيخ در نهايه شبيه عبارت صحيحهء ابن بزيع است و وجه انصراف ( خلاف ارتكاز عرفى و قواعد شرعى بودن ) در هر دو مشترك است و حق اين است كه كلام شيخ نيز مانند نص از فرض هذيان منصرف است . از كلام مرحوم آقاى خويى بر مىآيد كه روايت ابن بزيع ناظر به صورت هذيان است و نص امر خلاف قاعده را تصحيح مىكند . « 4 » لكن به نظر مىرسد روايت ناظر به صورت هذيان نيست بلكه سكر خفيف است و روايت از جهت ديگر خلاف قاعده است زيرا طبق قاعده چون زن متوجه بوده
هامش
( 1 ) توضيح فرض نشو به زودى مىآيد . 2 و 3 - مستمسك العروة 14 / 388 . ( 4 ) مبانى العروة كتاب النكاح 2 / 191 . ايشان در ذيل عبارت متن كه « لا مكان حملها [ اين صحيحة ابن بزيع ] على ما اذا لم يكن سكرها بحيث لا التفات لها الى ما تقول » مىگويند : « ما ذكر من المحامل خلاف الفهم العرفى . . . » .
كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 3467 | السيد موسى الشبيري الزنجاني / مؤسسه پژوهشی رای‌ پرداز