10 / 10 / 1380 دوشنبه درس شمارهء ( 371 ) كتاب النكاح / سال چهارم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
خلاصهء درس قبل و اين جلسه :
براى صحت عقد سكران به صحيحهء ابن بزيع استدلال شده بود ، يكى از اشكالاتى كه به اين صحيحه شد ، اين بود كه رضايت سكران به عقد ، به تخيل صحت عقد بوده و چنين رضايتى براى تنفيذ عقد كافى نيست ، همچنان كه از صحيحهء ابى ولّاد به دست مىآيد ، در اين جلسه ضمن بررسى تفاوتهاى بين اين دو صحيحه ، به پاسخ اين اشكال مىپردازيم ، اشكال ديگرى كه به صحيحه ابن بزيع شده بود ، اين بود كه رضايت سكران بعد الافاقه ، رضايت بعد الردّ است و رضايت بعد الرّد عقد را تصحيح نمىكند پاسخهايى را كه به اين اشكال داده شده است در اين جلسه بررسى مىكنيم و در پايان بحث ، به اين نتيجه مىرسيم كه عقد سكران با رضايت بعدى نافذ است .
* * * يكى از اشكالاتى كه به صحيحهء ابن بزيع شده ، اين بود كه رضايتى كه مبنى بر جهل باشد به درد نمىخورد و مصحّح عقد و مانند آن نمىشود . در جلسه گذشته گفتيم صاحب جواهر فرمودند كه جهل به مسأله حيث تعليلى و علت حصول رضايت به عقد شده است ، همچنان كه در معاملهء غبنى ، تخيّل عدم غبن باعث حصول رضايت به عقد شده است و لذا بعد از كشف خلاف ، اصل معامله را باطل ندانسته ، فقط آن را خيارى مىدانيم . به اين مطلب اشكال شد كه از صحيحهء ابى ولّاد استفاده مىشود كه رضايت مبنى بر جهل به مسأله كافى نيست . در پاسخ تفاوتهاى مختلفى بين صحيحهء ابى ولّاد و صحيحه ابن بزيع ذكر شده است ، چند جهت فارقه را بررسى كرديم ، در اين جلسه ادلهء اين جهات را بررسى مىكنيم :