تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 3457

مساهمون:

ص٣٤٥٧
ابو ولّاد پس از بازگشت نزد مكارى مىرود و داستان را نقل مىكند و مىگويد هر قدر مىخواهى بگو به تو بدهم ، مكارى مىگويد : « حبّبت الىّ جعفر بن محمد عليهما السلام و وقع فى قلبى له التفضيل » و ابو ولاد را حلال مىكند و مىگويد اگر مىخواهى مقدار پولى را كه داده‌اى حاضرم آن را هم برگردانم . از اين روايت به خوبى روشن مىشود كه حضرت رضايت و تحليل مبنى بر جهل به مسأله را كالعدم حساب كرده‌اند .

پاسخ از اشكال استاد مد ظلّه :

جواب اول :

پاسخ دومى كه از اشكال رضايت بعد از انكار نقل كرديم در پاسخ اين اشكال نيز ممكن است قابل طرح باشد ، چه آنكه الغاء رضايت مبنى بر جهل در روايت ابو ولّاد مربوط به جايى است كه متعلق به فعل غير باشد به خلاف رضايت سكرى در روايت ابن بزيع كه مربوط به فعل خود اوست و ممكن است رضايت سكرى به عقدى كه خودش خوانده الغاء نشده باشد .

جواب دوم :

ما احتمال مىدهيم منشأ تفاوت دو روايت در مورد رضايت مبنى بر جهل جهت ديگرى باشد : به نظر مىرسد تحليل صاحب قاطر در روايت صحيحه ابو ولّاد تحليل صورى باشد ، نه واقعى . زيرا صاحب قاطر پس از شنيدن فتواى ابو حنيفه ، عادةً نبايد خود را مستحقّ كرايهء زائدى بداند و متعارف مردم از پاسخ فقهاء اطمينان به حكم شرعى پيدا مىكنند . لذا تحليل او از باب تشريفات اخلاقى و عرفى است ، نه از جهت تبرئه كردن واقعى ذمه بدهكار ، به خلاف روايت ابن بزيع كه رضايت به عقد به معناى تن دادن به عقدى است كه به گمان وى ، گريبان‌گير او شده ، و از ردّ كردن آن مىترسد و پايبندي به آن را وظيفه شرعى خود مىپندارد .
كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 3457 | السيد موسى الشبيري الزنجاني / مؤسسه پژوهشی رای‌ پرداز