جواب سوّم :
گرچه ما با توجه به روايت ابو ولّاد به توجيه مرحوم صاحب جواهر در مورد عدم ممانعتِ رضايت مبنى بر جهل از صحت عقد و مسأله تخلّف داعى اشكال كرديم ليكن با بيانى ديگر مىتوانيم به تفاوت دو روايت و عدم إسراء اين مسأله به روايت ابو ولّاد قائل شويم . زيرا نظر به اينكه تلازمى بين دو موضوع آن دو روايت نيست ، حكم آن دو نيز مىتواند متفاوت باشد ، چه آنكه موضوع روايت ابن بزيع عبارت از عقدى است كه زن خوانده ، درحالىكه موضوع در روايت ابو ولّاد عبارت از تصرّفات خارجى يك شىء است . ممكن است تصرفات خارجى را موجب ضمان بدانيم و رضايت به تخيّل عدم استحقاق ، ضمان را بر ندارد ولى رضايت به تخيل صحت عقد اثر داشته باشد و باعث صحت عقدى كه به تنهايى نافذ نبوده است بشود .
لذا ، چنانچه تخلّف داعى را در مورد روايت ابن بزيع مانع نفوذ عقد ندانيم ، رد رضايت و تحليل در روايت ابو ولّاد مانعى براى آن محسوب نمىگردد .
ادامه بحث در جلسه آينده . ان شاء الله « * و السلام * »