« فاقامت مع ذلك الرجل » امضاى بعد الردّ است امضاء بعد از ردّ بالاجماع نافذ نيست ، اين روايت از اين جهت خلاف اجماع است .
پاسخ اشكال :
جواب اول :
صاحب جواهر مىفرمايند : معناى انكار ردّ كردن عقد نيست بلكه مراد از انكار عبارت از وحشت از كارى است كه انجام داده است يعنى وقتى كارش را غريب ، غير متعارف و ناشناخته مىيابد وحشت مىكند نه اين كه عقد را ردّ كرده باشد .
نقد استاد از جواب اوّل :
روشن است كه اين تفسير از عبارت « انكرت ذلك » خيلى خلاف ظاهر است كه بگوييم كه زن بعد از اطلاع راضى هم بود ولى انكرت ذلك يعنى وحشت كرد .
جواب دوّم :
مرحوم نراقى در مستند مىفرمايند ؛ اين كه اجماعى و مورد تسلم است كه رضايت بعد از اظهار كراهت كافى نيست اين در باب فضولى است كه عقد را ديگرى انجام داده ، در اينجا عقد به صرف اظهار كراهت من له الامر ، صحّت تأهلى خود را از دست مىدهد و با اجازهء بعدى هم قابل تصحيح نيست ولى در ما نحن فيه چنين اجماع و تسلمى در كار نيست و چون عقد را خود زوجه خوانده ( فزوّجت نفسها رجل ) ممكن است صحّت تأهلى آن قوىتر بوده با صرف اظهار كراهت كأن لم يكن تلقى نشود . و لذا با الغاء خصوصيت از آن مسأله نمىتوانيم حكم مسأله ما را به دست آوريم .
بررسى اشكال چهارم :
اذنى مصحّح عقد است كه از روى جهل به مسأله نباشد ، و در مورد روايت زن پس از افاقه پيدا كردن به خيال آن كه عقد قبلى نافذ بوده ( يلزمها ذلك ) با مرد زندگى كرده ( اقامت معه ) و اين زندگى كردن قبول داشتن و امضاء كردن عقد سابق نيست .