ردّ اشكال و دفاع از علامه حلّى : رحمه الله
صاحب جواهر مىفرمايد : روايت را به يكى از دو شكل مىتوان معنا كرد كه اين اشكال دفع گردد :
معناى اول از روايت : ممكن است مراد علامه از مرتبهاى كه روايت را بر آن حمل كرده اين باشد كه عقل سكران تا حدّى از بين رفته ولى به حدّ هذيان نرسيده است و روايت از صورت هذيان منصرف است چون همهء عقلاء عقد او را كأن لم يكن مىدانند و صرف رضايت بعدى را براى عقد نكاح كافى نمىدانند و توهّم صحت هم نبوده تا راوى بپرسد « أ حلال هولها أم التزويج فاسد » ؟ پس سكران عاقد تنها نفع و ضرر را تشخيص نمىدهد ولى قابليت قصد و انشاء عقد را همچنان داراست . لذا وى قاصد عقد بوده اما عقد او به خاطر زوال عقل حسابگر اثربخش نبوده و نياز به اجازهء بعدى دارد .
معناى دوّم روايت : صاحب جواهر مىفرمايد : يمكن تنزيل الصحيح المزبور على توكيلها فى التزويج كما هو الغالب و المتعارف فهو حينئذٍ فضولى « 1 » روايت كه ندارد كه عقد را خود زن خوانده است بنابراين ، حمل مىكنيم كه در حال مستى براى اجراى عقد وكالت داده است . بنابراين اگر چه توكيل در حال سكر واقع شده و باطل است ولى چون مجرى صيغه ( وكيل خيالى ) به حسب معمول شخصى است عاقل و صلاحيت اجراء صيغه نكاح را دارد پس عقد او صحّت تأهّلى دارد و از آنجا كه فضولى بوده و زن بعد از افاقه رضايت خود را ابراز كرده ، صحت فعلى پيدا مىكند .
بررسى اشكال سوم صاحب رياض :
ايشان گفتهاند : اگر عقد سكران را مانند عقد فضولى هم بدانيم ، نظر به اين كه در مورد روايت زن مست بعد از به هوش آمدن عقد را ردّ كرده است ( انكرت ذلك ) و
هامش
( 1 ) جواهر الكلام ، ج 29 ، ص 146 .